آوردن آندره آغاسی به ایران چقدر هزینه دارد؟

تنیس، این رشته سالهاست که در محاق بوده اما امسال یک تحول نسبی را تجربه کرده است. یکی از دلایل این اتفاق را می توان در برنامه های امیر صدری دانست. یکی از فعالان بخش خصوصی تنیس کشور که توانسته گام هایی موثر بردارد. او در کافه خبر از چالش های این رشته ورزشی گفته است.

 

* جام
رمضان آپت چندمین ایونتی بود که در این سال های اخیر امیر صدری برگزار می کند؟

– این نهمین دوره جام رمضان است، 22 هفته فیوچر برگزار
کردیم. با احتساب آپت‌تور، مسترز ایران، قهرمانی آسیا و … بیش از 40 هفته برگزار
کرده‍‌ایم.

*در یک بازه نه ساله؟

– ما جام رمضان را قبل ازاین که وارد تنیس شویم برگزار
کردیم. این ایونت‌ها در یک بازه شش ساله است.

*مسابقات جام رمضان درچه سطحی بود؟ همچنان همان قهرمان‌های
ایرانی هستند؟

– بله. ما 16 نفر برتر ایران را دعوت می‌کنیم ولی در واقع
آن‌هایی که در ایران هستند و براساس رنکینگ جوان‌هایی که فکر می‌کنیم آینده‌دارهای
تنیس هستند هر سال دعوت می‌کنیم. امسال هم به همین شکل دو سه نفر از جوان ها را
دعوت کردیم و 14 نفر هم براساس رنکینگ می‌آیند. بازیکنان رنک‌دار هم ممکن است دو،
سه نفرشان ایران نباشند؛ مثلا شاهین (خالدان) نیست به همین دلیل نفر بعدی دعوت می‌شود.

*از این 16 نفر، چند نفر 9 دوره را بوده‌اند و چند چهره
جدید دارید؟

– در این سه چهار سال گذشته شش هفت چهره جدید داریم. یکی دو
نفر هم به اردوی تیم ملی دعوت شدند. سالی دو سهمیه برای جوان ها داریم.

*انوشا همچنان در این رشته نفر اول است؟

در رنکینگ نه. حمیدرضا نداف اول است. ولی به هر حال انوشا
بهترین است. در رنکینگ اول نیست چون زیاد مسابقه نمی‌دهد. اما اگر شرکت کند کمتر
کسی می‌تواند شکستش دهد.

*اشکان (شکوفی) چطور؟

– رنک اشکان خیلی پایین است برای اینکه اصلا در مسابقات
شرکت نمی‌کند. ولی اینها موقعی که دلشان بخواهد در یک مسابقه‌ای مثل جام رمضان
شرکت کنند، به خاطر آبرو حیثیتشان تمام توانشان را می‌گذارند. اگر بچه‌های ما می‌خواهند
چیزی یاد بگیرند باید همین عشق را یاد بگیرند، عشق به این ورزش. آدم واقعا به
انوشا نگاه می‌کند می‌بیند برای پرچم ایران می‌میرد. بقیه دنبال این هستند که یک
بار برای تیم ملی بازی کنند که بگویند برای ایران بازی کردیم ولی انوشا عرقی به
این ورزش دارد که الان هم روزی دو ساعت و بیشتر تمرین می‌کند.

*در این چند سال کلی فیوچرز برگزار کردید که فرصتی برای بچه
ها هست که توپ زدن با رنک های جهانی را تجربه کنند. خودت به عنوان بخش خصوصی که
عشقش تنیس بوده و اینجا سرمایه‌گذاری می‌کند، فکر می‌کنی چقدر از این فرصت استفاده
شده است. شاید اگر خود فدراسیون می‌خواست اینها را برگزار کند توانش را نداشت و
برای همین بود که بخش خصوصی را وارد کردند.

– ما اصلا فیوچرزها را از کجا شروع کردیم؟ ما سالیانه یک مسابقه
می گذاشتیم مثلا با یک حامی، دیدیم این برای ما که باشگاه‌دار هستیم خوب است ولی
باید یک پله دیگر برای تنیس بالا برویم. آمدیم جایزه بزرگ‌های ایران را گرفتیم و
گفتیم حالا که اینها را گرفتیم بیاییم به تور تبدیلش کنیم. از تهران شروع کردیم،
بعد آمل، مشهد، شیراز و… دور ایران.با همان ظاهر و همان شکل و با همان حامی‌ها
می چرخیدند. همه در یک سطح از برگزاری. بعد هم در نهایت آمدیم یک مسترز گذاشتیم که
بیاییم بگوییم اگر می‌خواهید در این مسترز شرکت کنید که جایزه نقدی‌اش خیلی زیاد
است و درآمدش می‌تواند خوب باشد، باید میانگین در سه تا از این مسابقات شرکت کرده
باشی. دید من این بود که با این شیوه بازیکن‌ها مجبور می‌شوند در شهرستان‌ها بازی
کنند و  اجازه بدهند شهرستان‌های مختلف هم
تنیس ایران را ببینند. اینطور نباشد کسی بگوید فقط می‌خواهم در تهران بازی کنم.
این ایده خیلی خوبی بود و نتیجه این شد که همه بازیکن‌های ایران در این تور شرکت
کردند که بعد بتوانند به مسترز برسند که 6سال قبل جایزه نفر اولش 12میلیون تومان
بود. بعد از آن گفتیم پله بعدی این ماجرا چیست؟ پله بعدی این بود که ما این هزینه‌ها
را می کنیم با چنین جایزه‌هایی، فیوچرز برگزار کنیم. هزینه‌اش حدودا همینقدر می
شود به اضافه هزینه داوری که باید در اشل بین‌المللی باشد.

*این را کات کردید و فیوچر برگزار کردید؟

بله. برای اینکه واقعا دیگر نمی‌شد. حامیان را روی آن ماجرا
سوئیچ کردیم. بعد من از فدراسیون خواستم که یواش یواش رنکینگ ایران را هم به
رنکینگ بین‌المللی وصل کنید برای اینکه اگر می خواهید آینده را ببینید، رنکینگ بین‌المللی
برای ما مهم است. بچه‌ها را تشویق کنیم که به مسابقات بین‌المللی بروند. گفتند
هزینه‌های بین‌المللی زیاد است گفتم من دارم اولی‌اش را برگزار می‌کنم. به کیش
رفتیم و برگزار کردن این مسابقات به نظر من بزرگترین اتفاقی بود که در این چند سال
در تنیس ایران رخ داده است. چون آوردن شصت، هفتاد بازیکن در آن سطح به کیش و
شهرهای مختلف ایران کار سختی است. اما آن مسابقات در کنارش گردشگری هم داشت و ما
می‌خواستیم این را در کیش مطرح کنیم که گردشگر ورزشی خیلی مهم است. از طرفی برای
تنیس هم خیلی خوب بود. بازیکنان مطرح ما هم شروع کردند با اینها توپ زدن و بعد
دیدیم که وارد رنکینگ جهانی هم شدند. یک باره با رتبه 900 دنیا توانستند به نیمه‌نهایی
هم برسند. هم شاهین خالدان ض1هم امیروالا معدنچی؛ بعد از ده سال ما به نیمه نهایی
رسیده بودیم. این در تیم ملی تاثیر گذاشت و از گروه سه به گروه دو آمدیم و بازی
های خوبی کردیم.

*بعد از سال‌ها تیم ملی ایران توانست در گروه 2 جام دیویس
بماند.

– الان برای اولین بار است که بعد از 13 سال در این گروه
ماندیم. البته فیوچرزهای ما شش ماه قبل از آن کات شده بود ولی به هر حال آن
فیوچرزها حرکت خوبی بود و همه بازیکنان خوبی که در تنیس بودند در این مسابقات شرکت
می‌کردند. بالاخره نتیجه آن فیوچرزها در کنار زحمات فدراسیون کادر فنی تیم ملی
نتیجه داد. امروز باز می‌بینیم که با قطع کردن فیوچرز از تنیس بازیکن‌ها، مسابقات
جایزه بزرگ را هم بازی نمی‌کنند. حالا یا به خاطر اینکه انگیزه‌شان از تنیس کم شده
یا به خاطر جوایز نسبتا کم است، به خاطر اینکه همه جایزه بزرگ‌ها را یک میزبان
برگزار می‌کند و آن میزبان می‌آید می‌گوید من حامی پیدا نکردم و حالا که قرار است
از جیب بدهم سه میلیون تومان جایزه می‌دهم، بازیکن می‌گوید من در هر شهری بخواهم
برای مسابقات بروم. هزینه اقامتم بیشتر از جایزه‌ام می شود برای همین نمی رود. این
در فیوچرز هم البته بود ولی بازیکن انگیزه داشت برای اینکه می گفت مثلا اگر یک
راند ببرم رنکینگ جهانی‌ام بالا می‌رود و بعد هم با بهترینهای دنیا در این سطح
بازی می‌کنم.

*تا رنک 100 دنیا هم می آمدند؟

بله. یک نفر 41 دنیا هم آمده بود که البته یک بیماری داشت
که یک مقدار رنکش پایین آمده بود ولی همچنان در آن سطح بازی می‌کند و الان هم رنکش
حدود 110 دنیا است. او خیلی بازیکن بزرگی بود که به کیش آمده بود و اصلا افتخار
بود که آدم بیاید او را از نزدیک ببیند، با مربی‌اش حرف بزند و… این اتفاقات
خیلی برای جامعه تنیس خوب بود. ولی هر هفته، 200، 250، 300 دنیا می‌آمدند. این می‌توانست
دستاورد خوبی باشد ولی واقعا الان قوانین فدراسیون بین‌المللی هم یک مقدار عوض شد.
قبلا پایین‌ترین جایزه ده هزار دلاری بود که ما از این 20 هفته، 10 هفته اش را ده
هزار دلاری برگزار می‌کردیم دو تا 15 هزاردلاری. برای سال 2016 قانون گذاشته‌اند
مینیمم، 15 هزاردلار است، از سال دیگر می‌خواهند 25 هزار دلار جایزه بگذارند و با
این شرایط ما اصلا توان برگزاری‌اش را نداریم که هر هفته بخواهیم فقط 100 میلیون
تومان جایزه بدهیم. این مبالغ حامی در ایران برای تنیس نیست. ممکن است باشگاههای
ما همه پر باشند، اجاره های سنگینی هم برای باشگاه دارها پرداخت می کنند ولی
بازیکن مطرح و موفقیت است.

*کشورهای عربی هم بازیکن مطرح ندارند ولی برگزار می کنند.

کشورهای عربی فقط دوبی و قطر هستند. هر دو کشور هم دولتشان
90 درصد پول را می‌گذارد. درست است که حامی هم دارند ولی حامیانش هم شرکت‌های
دولتی خودشان است. اسپانسر دبی اوپن هواپیمایی امارات و دیوتی‌فری – فروشگاه بدون مالیات فرودگاه
امارات – هستند. اینها بزرگترین حامیانشان هستند که برای کشور خودشان است. در
امارات صاحب مسابقه شیخ احمد است که خودش صاحب این دو شرکت است. قطر هم همینطور
است. این مسابقات آنجاها هست ولی ما هم می‌توانیم بگوییم این همه هزینه‌ای که در
تنیس این دو کشور می‌شود چه تاثیری روی تنیس آنها داشته است؟ ممکن است برای
توریستشان خوب باشد و ممکن است اسم دوبی را در تمام مسابقات سر زبان بیندازد. سود
برگزاری از آن است ولی در مملکت ما باید نگاهمان متفاوت باشد.

*مشکلی که تنیس ما دارد این است که در نهایت هر کاری کنی می‌گویند
ورزش اشرافی است و اشرافی‌گری را ترویج می‌کند.

این یک دیدگاه هست ولی واقعیت این نیست. الان مثلا در این
چند سال گذشته طرح مدارس کار بزرگی بوده که خیلی‌ها ممکن است از فدراسیون ایراد
بگیرند ولی اتفاقی که بعدش می‌افتد دیگر کار فدراسیون نیست. اتفاقا کار
باشگاههاست. فدراسیون هزار، هزار و پانصد مدرسه را در کل کشور با لوازم مینی تنیس آموزش
داده که اصلا تنیس وارد ورزش مدارس شود. این کار خیلی بزرگی است و کاری است که
کشورهایی مثل انگلیس انجام دادند. کشورهایی مثل دوبی و قطر با این همه پول اصلا
نزدیک این طرح هم نیستند اما بعدش چه اتفاقی می‌افتد دیگر به فدراسیون ارتباط
ندارد. این بچه‌هایی که در مدارس آموزش دیدند باید مدارس با باشگاه‌ها قرارداد
ببندند که این‌ها ادامه بدهند و کلاس‌های گروهی و ارزانقیمت بگذارند والا در مدرسه
رایگان تنیس را آموزش دیده باشد بعد در باشگاه مثلا ساعتی ایکس هزارتومان پول
آموزش بدهد. شرکت ما در باشگاه انقلاب این کار را با چند مدرسه کرد. خواستیم که
برایشان کلاس گروهی بگذاریم. با ساعتی هشت تا ده هزارتومان تنیس یاد می‌گیرند.
همین الان در تابستان برای 30 جلسه دو ساعته که حدود ساعتی 12 هزارتومان می‌شود
آموزش می‌دهیم. پریدن در هر استخری در شهر تهران خیلی بیشتر از اینها هزینه دارد.
800 متر زمین را (ابعاد زمین تنیس 20 در 40 متر است) برای سه چهار نفر اشغال می‌کنی
که در این متراژ می‌شود 300 تا بچه را در یک استخر انداخت یا هر ورزش دیگری. تنیس حداکثر
چهار نفر است. هزینه‌های جانبی تنیس بالاست. هزینه زمین، ساخت زمین، لوازمش و ….
ولی هزینه آموزش نه. ما در ایران یک فرصت استثنایی داریم که هنوز می‌شود با کلاس‌های
گروهی این فرصت را فراهم کرد ولی باشگاه‌ها خیلی به این نپرداختند. ما از روز اول
دیدگاهمان این بود که باید تنیس را گسترش بدهیم چون بزرگترین باشگاه خاورمیانه را
داریم. هم اینکه من چطور می‌توانم 30 تا زمین را پر کنم؟ باید هزینه‌ام را کمی
پایین بیاورم و کلاس‌های گروهی برای بچه ها بگذارم.

*ورزش تنیس برای بچه‌هایی که از یک سطحی بالاتر هستند یک
نوع پز هم هست. کسی که سالی 25 میلیون برای تحصیل بچه‌اش هزینه می‌کند برای تنیس
هم هزینه می‌کند. اصلا بگوییم این ورزش لاکچری؛ برای این لاکچری بودنش چه کردیم؟

واقعیت این است که ما اگر بخواهیم بحث کنیم خودمان هم گیر
هستیم. از یک طرف در طرح حمایت از مصرف‌کننده، به ما می‌گویند زمین بالاتر از این
قیمت نمی‌تواند برود یا مربی نباید بیش از این قیمت بگیرد. اما از یک طرف می‌گوییم
لاکچری است. از یک طرف هم می گوییم لاکچری؛ اگر لاکچری است تا ته آن برویم. صد نفر
را پیدا کنیم و …

*اصلا تعداد زیاد باشد ولی یک اشتباهی که وجود دارد این است
که تازه بچه در 16 سالگی به خاطر پز می خواهد وارد تنیس شود.

بله. آن زمان دیگر دیر است و این حرفی که می‌زنید کاملا
درست است. من می‌گویم اگر این فرصت است چرا از آن استفاده نکنیم. اتفاقا الان باز
به خاطر این اتفاقات مدارس و مسابقات رده‌های سنی که در گذشته نداشتیم و الان خیلی
زیاد داریم، یک باره از تیر تا شهریور بچه ها 8 مسابقه دارند ولی از مهر تا
فروردین تقریبا تعطیل است، ولی الان داریم می‌بینیم که اتفاقا مادر پدرها خیلی پشت
بچه‌ها هستند و هزینه می‌کنند، یک مقدار هم برای پز خودشان است. الان دو بچه 12
ساله تنیس بازی می‌کنند ممکن است تعداد تماشاچی مسابقه آنها از رده‌های بالاتر هم
بیشتر است چون کل فامیل می‌آیند و… این خیلی خوب است اگر تبدیل به فرصت شود. ولی
مشکل ما این است که اکثریت اینها دوست دارند مثلا بگویند بچه من ده سال است قهرمان
ایران است، تیم ملی بوده، الان می‌خواهم او را خارج از کشور بفرستم. 14 سالش که می‌شود
می‌گوید نمی‌خواهم بچه‌ام درس نخواند. بچه را به یک کیفیتی رسانده، برایش هزینه هم
کرده، از آن زمان می‌گوید دیگر بیشتر به درست برس، من هم به عنوان پدر مادر پزم را
دادم. می‌بینی بچه تا 14 سالگی همه زندگی‌اش تنیس بوده یک باره هیچ می‌شود. این هم
بر خیلی از بچه‌های ما حاکم است.

*از چه سنی می‌آیند؟ به کجا می‌رسند؟

ما الان 200 بچه زیر 8سال داریم. الان مسابقات زیر 14 سال
برگزار می‌کنیم. بعد مسابقات جهانی زیر 18 سال می‌شود که باز خودمان میزبان 4 هفته
هستیم و داریم سعی می‌کنیم از سال بعد 6 هفته بشود. بعد هم همین فیوچرزها می‌شود و
بعد هم همینطور به ترتیب بالا می‌رود. ما تعداد زمینمان در کل کشور کم نیست.

*ساختن زمین تنیس خیلی سخت نیست.

نه. برای یک کورت تنیس 800متر زمین می‌خواهد، بیشترش هم رس
است و هزینه یک چمن دارد.

*نسبت به اینکه یک استادیوم فوتبال یا استخر بزنی هزینه
کمتری دارد.

صد در صد. ولی بحث این است که در یک زمین فوتبال می‌توانی
30 نفر را جا دهی. یا در استخر 80 نفر را. اما در یک زمین تنیس حداکثر 4 نفر را.
ولی در کل کار سختی نیست. این صحبت‌ها البته خوب است که از فلان شهرستان زنگ می‌زنند
که ما نیاز به زمین تنیس داریم، این نشان‌دهنده این است که فرهنگ تنیس آنجاها
رفته. کی شما فکر می‌کردیم زمین تنیس هاردکورت در ایلام یا شهرکرد و یا شهرستان‌های
دیگر باشد.

*به نظر می رسد فرهنگش با سریال‌های خارجی بالا رفته.

مسابقات فیوچرزی که ما برگزار می‌کردیمجذاب بود.بازیکن‌های
خوبی می‌آمدند و کیفیت برگزاری با بالاترین استانداردهای دنیا بود. همزمان ما
قرارداد خوب هم با صدا و سیما بسته بودیم که تمام مسابقات ما پخش می‌شد. یعنی در
این 22 هفته 30 پخش داشتیم. پس جامعه تنیس یک باره عوض شد. حتی صدا و سیما هم عوض
شد. صدا و سیما هیچ زمانی در تاریخش حتی مسابقات جهانی را هم پخش نمی‌کرد، الان
گرنداسلم‌ها و مسابقات مسترز را پخش زنده می‌کند.

*چند هفته متوالی رقابت‌های فدرر و نادال را پخش کرد.

بله. آن هم زنده. الان بچه‌های ما می‌توانند گرنداسلم و
مسترز را در تلویزیون خودمان تماشا کنند. این به این دلیل است که صدا و سیما بیدار
شده. همین باعث شد مردم به تنیس علاقمند شوند. در استان مازندران 55 زمین تنیس
ساخته شده. من فکر می‌کنم همه اینها دستاورد برگزاری مسابقات فیوچرز و سایر
مسابقات بود، آوردن خارجی‌ها، پخش از تلویزیون و… ما نسبت به کشورهای بزرگ عقب
هستیم. باید این کارها را می‌کردیم تا تنیس به جایی برسد. الان تعداد زمینمان دارد
بالا می‌رود. تعداد علاقمند به تنیس هم بالا می رود. ورودی زیاد شده. من باشگاه
دار ممکن است ببینم از 400 نفر به 200 نفر رسیدیم ولی دلیلش این نیست که علاقه به
این ورزش کم شده، به خاطر زیادتر شدن باشگاه‌هاست.اگر خودخواهی خودمان را کنار
بگذاریم می‌بینیم که تنیس دارد بزرگتر می‌شود.

*یک چالش این است که سود بیشتر در آموزش است تا نتیجه.

دیدگاه باید هم درازمدت باشد و هم با برنامه. من امروز این
سمت را دارم پس تا آنجایی که می‌توانم از آن استفاده کنم. متاسفانه این حاکم بر
همه هم هست. ما شانس آوردیم یک قرارداد درازمدت با باشگاه انقلاب داریم و می‌گویند
امیرصدری برنامه‌ریزی درازمدت کرده ولی اگر من یک قرارداد یک ساله دارم و یک
میلیارد هم باید اجاره پرداخت کنم، تمام فکر و ذکرم این می‌شود که چطور این یک
میلیارد اجاره را پرداخت کنم. فکرم به این نمی‌رود که مسابقه برگزار کنم، سه سال
دیگر اتفاقات خوبی بیفتد یا مثلا کلاس‌های گروهی بگذارم که بچه ده ساله من در 14
سالگی برای تیم ملی بازی کند ولی ما واقعا در سیستم خودمان این کار را کردیم.
گفتیم مدرسه تنیس می‌گذاریم نهصد تا هزار بچه در آن است، الان نفر اول، دوم، تا
ششم رده سنی زیر 14 سال از آکادمی ما است. زیر ده سال، نفر اول تا سوم از مدرسه ما
است. قراردادهای باشگاه‌های ما یک ساله است، به مربی می‌گویند بیا این زمین را از
ما کرایه کن تا ما جنس بفروشیم و زمینمان پر شود، به هوای اینکه اجاره‌ام را
بتوانم پرداخت کنم. اجاره هم واقعا سنگین شده برای اینکه استقبال از تنیس زیاد
شده. الان 6 زمین کرایه کرده‌اند 600 میلیون در حالی که 100 میلیون بود. ما خودمان
در آزادی زمانی که دست فدراسیون بود مبلغ کارشناسی‌اش 100 میلیون بود، ما با 130
میلیون برنده شدیم. سال بعد شد 200 میلیون. امسال کسی که رفت آزادی را بگیرد 270
میلیون شد. از 120 میلیون تا 270 میلیون در سه سال! این چه تورمی است؟ ملت هول
شدند باشگاه بگیرند و متاسفانه کسانی که باشگاه دارند هم از این موضوع استفاده می‌برند.

*با 270 شاگرد که نفری یک میلیون بگیری….

آزادی خیلی سخت به این رقم می‌رسد. ما در وزارتخانه گفتیم
شما باشگاه انقلاب را دست من دادید، بگویید از باشگاه انقلاب مثلا پول دربیاور ولی
در آزادی قهرمان‌پروری کن. با یک قیمت معقول بده. شما مدام صحبت از قهرمان‌سازی می‌کنید
ولی قهرمان‌سازی نیاز به مکان هم دارد. من حاضرم هزینه مربی و سفرها را بدهم و
مسابقات را برگزار کنم ولی زمانی که ذهنم از پرداخت اجاره آزاد است. فقط هم اجاره
نیست، برق است، انشعابات است، هزینه مدیریت است که آنجا می‌گذاری، خاک، آبیاری و…
روی هم 400 میلیون می‌شود که یعنی حدودا روزی یک میلیون و خرده‌ای می‌شود. دیگر
وقت نمی‌شود به قهرمان‌سازی فکر کنیم. بیخیال حمایت از دو تا بچه می‌شوی.

*برای دوره‌هایت مربی خارجی آوردی؟

این یکی از اتفاقاتی است که من برنامه‌ریزی کرده بودم که
فیوچرز را برگزار کنیم، با چند نفر از مربیان و بازیکنان خارجی آشنایی پیدا کنیم و
بعد با این‌ها همکاری کنیم. الان 4مربی در ایران داریم که کار می‌کنند. یکی در همین
مسابقات فیوچرز بازی می‌کرد و دوست داشت که مربی شود، رفت کارت مربیگری گرفت و
مربی زمان 16 سالگی خودش را که سه چهار بازیکن زیر 18 سال یک تا ده دنیا پرورش
داده، آورده که دارد با بچه‌ها ما کار می‌کند. دو نفر دیگر را هم آوردم که یکی
قبلا رتبه 100 دنیا در تنیس بوده. با نادال در اوپن فرانسه بازی کرده. در آکادمی
ما الان بچه‌ها خیلی خوب تمرین می‌کنند ولی این هم حاشیه دارد.

*این خارجی‌ها چند شاگرد دارند؟

در مدرسه تنیس ما تعداد خیلی زیاد است با قیمت‌های پایین،
سعی می‌کنیم تنیس را اول معرفی کنیم. استعدادها را به آکادمی مان معرفی کنیم.
آکادمی هم خیلی فول تایم است و خیلی هایشان الان هوم اسکول هستند. یعنی در واقع
فقط تنیس بازی می کنند و در خانه درس می خوانند. الان 36 نفر در رده های سنی
مختلف، زیر نظر این 4 مربی و امید سوری مربی ایرانی هستند.

*چقدر امیدواری حاصل این آکادمی، مثلا یک سال در لیگ دسته
دو دیویس کاپ ماندیم ذوق زده نباشیم؟ این وظیفه تو نیست ولی…

من شخصا عقیده ام این است. این مسابقات را ما برگزار کردیم
تا ببینیم دنیای تنیس چگونه است.بعد گفتیم یک آکادمی هم بزنیم که بتوانیم به این
مسابقات بازیکن بفرستیم. بعد دیدیم فاصله ما خیلی زیاد است و این بازیکن های فعلی
ایران را هر چقدر هم بخواهیم آموزش بدهیم باز فاصله مان زیاد است. برای همین
برنامه ریختیم که به سن های پایین تر بپردازیم و آکادمی مان را برای رده های زیر
هجده یا شانزده سال بگذاریم. الان انوشا با یکی از این مربی های ما تمرین می کند
ولی هدف ما انوشا نمی تواند باشد در سن 36سالگی. باید این بچه های کم سن تر باشد.
من فکر می کنم می شود یک بازیکن در لول چهارصد، پانصد یا سیصد دنیا از بین اینها
بیرون بیاید. ما 300 دنیا را الان نمی توانیم لمس کنیم. 300 دنیا یعنی ما هر سال
در گروه دو یا یک دنیا باشیم. کویت سالهاست در گروه دو است، دو بازیکن خیلی خوب
دارد ولی بالاترین رنکشان یک زمانی 300 بوده ولی در دورانی که 300 را با 50 امتیاز
می گرفتی. الان رنک 300 را با 200 امتیاز می دهند. یا اندونزی که چند سال پیش ما
را خیلی راحت برد؛ آقای رانکارد الان 470 دنیاست. در گروه یک و فینالش بازی کرده.
در گروه دو همیشه هست. ما اصلا ببینیم که یک بازیکن رنک 300 یا 400 چطور تمرین می
کند و چند مسابقه در طول سال می رود؟ بچه های جوان ما به چه کسی باید نگاه کنند که
اینها را بدانند؟ می توانیم بگوییم تیم ملی ولی آماتوریم چون 12 ماه ال در تور
جهانی نیستیم. ولی یک بازیکنی که 300-400 است واقعا پروفشنال است. یعنی 12 ماه سال
در تور جهانی هست. بچه 14 ساله به او که نگاه می کند تازه می فهمد تمرین، بدنسازی
و تغذیه چگونه است. و من فکر می کنم یکی دو نفر در این آکادمی هستند که به این لول
یا حتی بالاتر برسند. ولی این ترکیب هزار تا چیز است. قد، هیکل و… الان تمامم
بازیکن های 18-19 ساله ای که در دنیا رتبه می گیرند، 190 قدشان است. ما در ایران
تنیسورهای از 175 بالاتر نبودند. تغذیه، و آمادگی روحی. ما الان در آمادگی مربی
روحی، مربی تغذیه داریم. هرماه در کمیته ملی المپیک از اینها تست فیزیکی گرفته می
شود. برای بچه 14 ساله. بعضی اوقات فکر می کنم چه فشاری روی بچه 14 ساله وارد می
کنییم همه تست های جهانی را روی او انجام می دهیم. فکر می کنم این دو نفر واقعا
تلنت هستند. اما آیا به آن رنک می رسند؟ معلوم نیست.

*ولی در کشوری مثل ایران اگر بتوانیم گستره گلخانه ای داشته
باشیم…

بله ولی من می گویم اگر من بتوانم یک نفر را به 400-500
برسانم می شود فرهنگ. ما متاسفانه عجله هم داریم چون می خواهیم هر چه سریعتر
برسیم. فشاری هم که روی این بازیکن ها می گذاریم زیاد است.

*تنیس در دنیا یک ورزش ده ساله است که هیچ وقت در ایران
برای هیچ ورزشی ده سال برنامه ریزی نمی کنند.

الان این مربی ها یک سال و نیم، دو سال است که ایران هستند
و از روزی که آمدند با این پسر کار می کنند. ممکن است خیلی ها این حرف من را رد
کنند، ولی من که استاد تنیس نیستم. من ده نفر را به اردوی تیم ملی دعوت کردم، این
مربی ها را هم گذاشتم، در نهایت از آنها پرسیدم نظرتان چیست؟ گفتند این یک نفر، به
این دلیل و به این دلیل. ممکن است در ایران مربی های ما این دید را نداشته باشند.
من فکر می کنم الان اصل داستان چسبیدن به آموزش است. رقابت بین همدیگر را کم کنید.
ما برای مسابقه هم که می رویم دو ایرانی با هم حاضر نیستند دوبل بایستند. برای این
که این با یک مربی کار می کند، آن یکی با یکی دیگر، مدام می خواهند توی سر هم
بزنند. ولی یک ماه پیش ما در اصفهان مسابقه زیر 18 سال داشتیم، 14 ترک با هم
آمدند. هم با هم دوبل می ایستند، هم با هم در یک جدول قرار می گیرند و همینطور با
هم رشد می کنند و بالا می روند. دو هفته پیش در یک مسابقه 9 یونانی با هم آمدند.
ایرانی ها اصلا با هم حاضر نیستند بروند. فدراسیون باید سعی کند ایین فاصله ها را
کم کند. شاگرد من که به اصفهان نمی رود، شاگرد اصفهانی هم به تهران نمی آید. ما
باید این جنگ ها را کنار بگذاریم. این مربی های خارجی به نظر من اتفاق خیلی بزرگی
بوده و حتی در تیم ملی می شد از اینها استفاده شود، با بازیکنی که 100 دنیا بوده
هنوز از تنیسورهای ایران بهتر است. همین بازیکن دیروز به او پول دادند، در لیگ
ایتالیا بازی کرده، 500 دنیا را زده برگشته. یک سال و نیم هم بوده که مسابقه
نداشته. هر کاری کنی این سرعت توپ و این تکنیک و مربی ای که به تو آموزش داده،
هنوز پشت سر این افراد هست. فدراسیون تنیس جمهوری اسلامی این مجوز را به امیر صدری
داده که اینها بیایند، ما هم وظیفه داریم اینها را در اختیار فدراسیون بگذاریم که
می گذاریم. ولی باید مربی های دیگر بیایند بگویند ما با هم مشکلی نداریم و در
رقابت با هم نیستیم، همین به ما کمک می کند.

*شاید فکر می کنند بازارشان خراب می شود.

حسشان این است که اگر آقای ایکس مربی خارجی بیاید، با بچه
های تیم ملی بازی کند و بچه های تیم ملی یا رده های سنی ببینند که این آقا دو تا
چیز بیشتر بلد است، ممکن است من مربی را ول کنند و پیش او بروند.

*اگر بخواهیم جمع بندی کنیم، با این شرایط که گفتید دیگر
هیجان برگزاری فیوچرز که نداریم.

فقط خود ما هستیم.

*برگزار نمی کنید؟

راستش قانون الان خیلی عوض شده. منفی به موضوع نگاه نکنیم.
من خودم در کمیته مسابقات فدراسیون آسیا هستم و آنجا هم یک طرحی به نام ای تی تی
(ایجنت تنیس تور) داده شده که در کشورهای آسیایی بچرخد پارسال هم ما دو هفته اش را
برگزار کردیم. هدف از برگزاری این تور هم پایین آوردن هزینه بازیکن های آسیایی،
دادن جوایز مناسب و کم کردن یک سری قوانین داوری. اگر بخواهی سرداور ایکس را
انتخاب کنی و ایکس مقدار به او پول بدهی و نباید باشگاه دارای 6 تا زمین باشد که
مجوز برگزاری فیوچر داشته باشد، ولی جایزه اش اندازه فیوچر است. این کار را در
آسیا کردیم و خوشبختانه جواب هم داد. اتفاقی که افتاده فیوچر یک پله بالاتر رفته و
مسابقات ریجلان را دارد جایگزینش می کند. الان این مسابقات آسیایی جایگزین فیوچر
می شود. ممکن است اروپایی نبینی ولی بهترین های آسیا را در آن می بینی.

*ما همچنان دو هفته از این مسابقات را در ایران خواهیم
داشت؟

بله امسال هم دو هفته در شهریور و مهر خواهیم داشت.

*در کیش؟

نه. ممکن است باشگاه انقلاب باشد. حتی این هم می تواند
جایگزین مسابقات داخلی ما شود. ما که داریم هزینه می کنیم جایزه می دهیم و این
جایزه هم نسبتا با جایزه بزرگ های ما یکی است، هزینه برگزاری اش یکی است و می
تواند مثبت باشد که هم ما رنکینگ ایران می گیریم و هم رنکینگ آسیایی می گیریم.

*یعنی این دو هفته را در رنکینگ داخلی هم وارد کنیم؟

یا برعکس. رنکینگ داخلی را به رنکینگ آسیایی وصل کنیم. یک
مقدار ایرادهایی دارد که من به عنوان مشاور با سازمان لیگ داریم بررسی می کنیم که
برطرف کنیم. مثلا بچه های ما دوست دارند قهرمان شوند اگر یک خارجی قهرمان شد چه
اتفاقی می افتد؟ این بحث ها را دارد ولی مثلا ژاپن 150 تا مسابقه در سال برگزار می
کند. همه کشورش را برای برگزاری این مسابقات گذاشته. ما این مساله را داریم مثلا
هر هفته مثلا ؟؟؟ یک جا می تواند برگزار کند چون آنقدر سیستم فدراسیونمان گسترده
نیست و حمایت مالی نداریم و نمی توانیم همزمان مثلا در ده استان حداقل این مسابقات
را برگزار کنیم و …

*بازیکنش را داریم؟

نه آن تعداد بازیکن را هم نداریم. ما 5هفته از این مسابقات
در سال بگذاریم برایمان کافی است. ما صحبت از کیش می کنیم. سال اول که ما به کیش
رفتیم، هتل 190هزارتومان بود. الان 580 هزارتومان است. آن زمان برای بازیکن 60دلار
تمام می شد، الان 160دلار تمام می شود. ترکیه و همه کشورهای اطراف شما می توانی 65
دلار بدهی فول برد، صبحانه، ناهار، شام؛ یعنی در حقیقت کشور ما خیلی هم کشور آسانی
نیست، الان ما فکر می کنیم مسابقه برگزار کنیم، همه خارجی ها می آیند ولی اینطور
نیست.

*این قیمت تمام شده را نمی شود پایین تر آورد؟

ما همه جوره بررسی و مذاکره کردیم نمی شود. مسوولین کیش هم
به من می گفتند تو چطور این قیمت ها را از هتل ها گرفتی. من می رفتم 30 تا اتاق را
می خریدم، پولش را جلو جلو می دادم، آن هم زمانی که هنوز نمی دانستم بازیکن خارجی
می آید یا نه. اگر هم نمی آمد اتاق را به بازیکنان ایرانی می دادم. همه آپشن ها و
تفریحات کیش را هم رایگان برایشان می گذاشتم که فقط بازیکن بگوید ما دو هفته به
کیش رفتیم بی نظیر بود. آوردن اینها در ایران سخت است و هیچ توجیهی ندارد.

*هیچوقت فکر کردی مسابقات تنیس نمایش تک بازی را مثلا
برگزار کنید؟

سال های قبل اگر یادتان باشد این کار را کرده بودیم. رنک
های نزدیک را بیاوریم ولی همه اش هزینه است.

*مثلا آقای آندره آغاسی بیاید ایران مسابقه بدهد.

او هم الان بخواهد به ایران بیاید 500 هزاردلار می خواهد.
همه اینها خوب است مثل فیوچرهاست ولی شو می خواهیم برگزار کنیم یا می خواهیم تنیس
پیشرفت کند؟

– اینکار بخش خصوصی به زمان نیاز دارد. الان همه اینها که
من گفتم واقعا برنامه‌ریزی شده بود. مسابقات داخلی، فیوچر، مدرسه تنیس، آکادمی
پروفشنال و … حالا یواش یواش به این بچه های پروفشنال که بالای 16 سال است و جا
دارد، یک سال دیگر یک بازی نمایشی با دو تا بازیکن خوب بگذاریم که اینها از نزدیک
ببینند یک پله بیشتر تشویق شوند که جلو بروند. ما الان مثلا تور می گذاریم بچه ها
را به کشورهای خارجی می بریم. پارسال آنها را به آکادمی نادال بردیم. خود نادال هم
بود. در موزه نادال تمام افتخاراتش را دیدند، تمریناتش را هم از نزدیک می بینند و
همانجا هم در همان زمین خودشان مسابقه می دهند. بازیکن ده، یازده ساله گفتم از
الان به خارج از کشور بروید ببینید بازیکن های خارجی چطور تمرین و بازی می کنند.
مربی های خودم را می فرستم با مربی های آنها صحبت کنند. الان باز داریم به بلژیک
می رویم، بعدش کمپ جنوب فرانسه که برای مربی سرنا ویلیامز بهترین بازیکن تنیس خانم
های جهان است. اینها اتفاقات بزرگی است که در تنیس می افتد. این نیازمند این است
که ما همه دنیای تنیس به هم وصل شویم.

 4141

 

 

 

 

 

 

پاسخ دهید