«امید»؛ شاخص اول کیفیت زندگی در عصر اضطراب (۲)

ماهنامه اطلاعات حکمت و معرفت – ترجمه زهرا پروان: «کیفیت زندگی» حوزه بسیار وسیعی است که همواره از منظرهای بسیار گسترده ای به آن پرداخته شده است. در عصر حاضر نیز روان شناسان، اقتصاددانان و جامعه شناسان همچنان در جست و جوی مناسب ترین شاخص برای کیفیت زندگی هستند. این مقاله با بررسی دیدگاه هایی گوناگون، «امید» را شاخص درجه اول کیفیت زندگی تلقی کرده و در نهایت ضمن بیان آراء متفکران دوره های مختلف در این زمینه آن را فضیلتی ضروری برای حفظ محوریت فرد و نیز  همچنین ملت معرفی می کند. همچنین استدلال می شود که امید با تکیه ای که بر تبحر، دل بستگی و بقا دارد خواهد توانست از طریق باورها و تمرینات معنوی مراتب مختلفی بیابد.

سطح ۳:  ویژگی های امید («هسته امیدبخش»)

«هسته امیدبخش» متشکل از سه دسته ویژگی شخصیتی است. دسته اول از عناصر تبحر و ل بستگی ساخته شده و شامل امیدطلبی، اعتماد مرتبط با هدف و قدرت متمرکزند. «امیدطلبی» بنیادی تر از قدرت طلبی (نیچه) یا لذت طلبی (فروید) است. در این باب چند ایده توسط معتقدین به اصالت وجود و انسان گراها ارائه شده است مانند تصور مازلو درباره تجربیات اوج و تاکید اریکسون بر «من همانم که اراده می کنم».

امیدطلبی دربر دارنده «نگرش رشد محوری» که کارل راجرز و آنتونی سوتیچ (۱۹۶۹) درباره آن سخن گفته اند و نیز تاکید مارسل بر آمادگی، صداقت و در دسترس بودن است. امیدطلبی همچنین با تعریف کلینگر (۱۹۷۷) از زندگی معنادار در ارتباط است. زندگی معناداری که در چهارچوبی ارتباط هدفمند با این جهان قرار دارد.

 

 «امید»؛ شاخص اول کیفیت زندگی در عصر اضطراب (2)

اعتماد مرتبط با هدف بر خود و دیگران استوار است. در غرب معمولا بیشتر در مسائل مرتبط با هدف، فرد بااعتماد به خود پیش می رود حال آن که در شرق بیشتر تکیه بر حمایت بیرونی است. برای مثال، هندوها اعتماد فوق العاده ای به گوروها دارند. در زبان سانسکریت کلمه «گورو» هم به معنی «معلم» و هم به معنی «سنگین» است. معنی دوم نمایانگر «درجه» اهمیتی است که هندوها برای راهنمایان معنوی خود قائل هستند.

امید از تبحر در «موضع میانه۱۷»، یعنی تجربه تقسیم قدرت و نظارت استنتاج می شود که از پیوندی ژرف با نیرو یا وجودی بزرگ تر (هم با ماهیتی معنوی و هم غیرمعنوی) پدیدار می شود. به بیانی دیگر، نگرشی امیدبخش از دوگانگی سنتی نظارت درونی در مقابل نظارت بیرونی فراتر می رود. پیامدهای مبتن بر امید حاصل روابط توانمند کننده اند.

مفهوم قدرت متمرکز هزاران سال است که در روان انسان ماندگار شده است. سوفوکل نوشت، «ملکوت به انسانی که فعلی انجام ندهد کمکی نمی کند.» قدیس پولس نیز اظهار کرد، «به واسطه مسیح که به من نیرو می بخشد قادر به انجام هر کاری هستم.»

در شرق، «گفتارهای حکیمانه»ای از راهبان تبتی وجود دارد که برای مدت های طولانی بصیرت پیروان را به همراه داشته است: «انسان… با اتکا به بزرگان، می تواند شکوفا شود؛ قطره آب ناچیز است، اما اگر به دریاچه بپیوندد آیا خشک خواهدشد؟» نیایشی در قرآن به درگاه خداوند استغاثه می کند که، «پشت مرا به او محکم کن۱۸ و او را در کار من شریک گردان۱۹». ویلیام جیمز (۱۹۶۱) تاثیر «امر برتر۲۰» را در تجارب دینی مورد بحث قرار داد، حس پیوند با نیرویی ماورایی که هم زمان به عنوان جزئی از خود احساس می شود.

پل پرویسر (Paul Pruyser) روانشناس، و همچنین ویلیام لینچ (William Lynch) فیلسوف، به نحوی ثمربخش استدلال کردند که این حس نظارت باواسطه یا تقسیم شده، وجه تمایز میان «امید» (با معنویت بیشتر) و «خوش بینی» (با خودمحوری بیشتر) است.

دسته دوم ویژگی های امید از انگیزه دلبستگی استنتاج می شود. داشتن اعتماد در روابط، مبتنی بر صداقت و شفاف سازی و همچنین شناخت کامل و قدردانی است. افراد امیدوار به در دسترس بودن فردی ارزشمند یا موجودی متعال اطمینان دارند. آنها به رویه ای صادقانه نسبت به هدف مورد اعتماد معتقدند و می کوشند که بیش از پیش به سطوح عمیق تر شناخت دست یابند. پاداش آنها داشتن پشتیبانی همیشگی است، مانند «شبان» مسیحیان، «خدای درونی» هندوها یا «روح هدایت گر» بومیان آمریکا.

امید همنین با احساس «حضور مداوم۲۱» زنده نگاه داشته می شود. پیسوتن «خود» به دیگرانی ارزشمند در درونی ترین ذرات ذهن ذخیره شده است. نظریه پردازان دلبستگی مانند کوهات (۱۹۷۱) این پیوست روانی را «خودمرکزی۲۲» لقب داده اند. با پیوستن ناآگاهانه به نیرویی قوی تر این «خودِ» تازه شکل گرفته تقویت می شود. در برخی اشکال، این روند در تمام طول زندگی ادامه می یابد.

 

 «امید»؛ شاخص اول کیفیت زندگی در عصر اضطراب (2)

سومین دسته از ویژگی های امید به بقا مربوط می شود. این ویژگی ها شامل اعتماد بقامحور، قابلیت مدیریت وحشت و حس فناناپذیری نمادین است. همه این ویژگی ها در کنار هم، راهی را برای پرداختن به چالش های بزرگ انسان، یعنی ترس، رنج، ضرر و مرگ فراهم می کند.

اعتماد بقامحور تضمین کننده آن است که بهروزی فرد برای شخص، گروه یا نیرویی بزرگ تراهمیت دارد. باوری تزلزل ناپذیر مبنی بر اینکه هرگاه نیاز باشد حمایت وجود دارد، و شخص در انزوا و سختی به حال خود رها نمی شود. این تصور به زیبایی در این دعای خیر معروف ایرلندی به تصویر کشیده شده است که این گونه آغاز می شود، «باشد که راه برای پیشواز تو از جا برخیزد» و با این کلمات پایان می گیرد «باشد که خداوند تو را در میان دستان خود نگاه دارد.»

ظرفیت مدیریت وحشت دلالت بر این دارد که ترس و اضطراب فرد را متوقف نمی سازند. فرد امیدوار در حالی که کاملا به ناملایمات زندگی واقف است، منظری وسیع و ابدی تر را جایگزین انکار و توهم می کند. ترس جای خود را به احساس آرامش و حتی این معرف تسلی بخش می دهد که قدرت مافوق مهربان و حمایت گری وجود دارد. گوته، شاعر آلمانی،در فهرستی از «نُه پیش نیاز برای یک زندگی خوب»، «امید را برای برداشتن تمام ترس های اضطراب آور کافی دانسته است».

فناناپذیری نمادین با صَرف توانایی های فرد («امیدهای» فرد) بر جنبه هایی از واقعیت به دست می آید که ماندگارترند. درواقع، رابرت لیفتون پنج راه مختلف را برای «رفتن به ماورای مرگ» شناسایی کرد که به این قرارند، از طریق اعقاب فرد، خلق چیزی باارزش و ماندگار، پیوند با چرخه های ابدی طبیعت، جست و جوی رستگاری در باروهای دینی یا معنوی، درک «لحظاتی از فناناپذیری» از طریق تمرینات مراقبه ای.

محققان دینی و غیردینی اتفاق نظر دارند که با تمرکز بر جنبه های ماندگارتر «خود» در ارتباط با عالم هستی، فرد می تواند به حسن انسجام معنوی دست یابد، یعنی به احساس یکپارچگی و پیوستگی که علی رغم بروز مشکلات عاطفی یا جسمانی از بین نمی رود.

سطح ۴: نظام ایمانی

ایمان محصول اعتماد، قدرت متمرکز و سایر چیزهایی است که «خود» با آنها پیوند دارد. ایمان نشان می دهد که آیا فرد از امیدطلبی و نیز همچنین صداقت و اعتماد کافی برخوردار است یا نه. ایمان شاخصی برای ظرفیت های مدیریت وحشت به حساب می آید و نشانگر وجود یا عدم وجود یکپارچگی معنی و فناناپذیری نمادین است. ایمان سنگ بنای خصلت امید است. خلیل جبران آن را «واحه ای در قلب» نامید.

 

 «امید»؛ شاخص اول کیفیت زندگی در عصر اضطراب (2)

مری مک لئود بیتون (Mary McLeod Bethune)، دختری از نسل بردگان سابق که معلم، فعال سیاسی و مشاور ریاست جمهوری بود، نوشت، «بدون آن چیزی ممکن نیست. با آن، چیزی غیرممکن نیست.»

چه بسا فرد امید خود را با مدد گرفتن از مبادی بیشتری حفظ کند. این موضوع نشانی دیگر برای تاثیر متقابل نظام های انگیزشی است که زیربنای امید را تشکیل می دهند. ممکن است فرد با تبحر و دلبستگی، دل بستگی و بقا یا داشتن هر سه این انگیزه ها ایمان خود را زیاد کند. در راستای خط سیر فاولر (۱۹۹۶)، این منابع ایمانی را می توان به عنوان «مراکز ارزش ها» فهمید (به عنوان توضیح، بدون توجه به اینکه چه انگیزه هایی زیربنای «تجربه امید» فرد را تشکیل می دهد، اگر این انگیزه ها برای حس فرد نسبت به «خود» «مرکزی» محسوب شوند، امید «معنوی شده» حاصل می شود.)

سطح ۵: تظاهرات امید

امید بیش از انتظاری صِرف است. امید همچنین متضمن تعهد به عمل و وضعیت احساسی عمیق پیوسته ای است که مشخصه «شناخت هیجانی۲۳ محسوب می شود. شلومو برزنیتز (Shlomo Breznitz 1986) به «نقش امید» در مدیریت برخوردهای تنش زا اشاره می کند. اریکوسن (۱۹۵۰) از «سطح و عمق» آن سخنی می گوید، حال آنکه امیلی دیکنسون به تقدیر از «نغمه بی کلام امیدبخش» می پردازد.

«تبحر مبتنی بر امید» شامل باورها و احساسات مربوط به توانمندسازی و نیز ایجاد و دنبال کردن اهداف متعالی است. «دل بستگی مبتنی بر امید» حس حضور مداوم و اعتماد بین الاشخاصی و گشودگی ایجاد می کند. باقی مبتنی بر امید از باور به عالمی مهربان، فیزیولوژی منظم و مراقبت احیاگر سرچشمه می گیرد.

به طور خلاصه، گو اینکه خوش بینی در آثار علمی و نیز همچنین رسانه های عمومی بیشترین توجه را به خورد اختصاص می دهد، این امید است که موضوع روایات و اسطوره های جاودان (پرومتئوس۲۴ و پاندورا) است. این امید و نه خوش بینی بود که «گتسبی بزرگ»۲۵ را رد اشتیاق نوری در دوردست باقی گذاشت.

امید و کیفیت زندگی

موثرترین نشانگرهای کیفیت زندگی آنهایی هستند که بر بهروزی روانشناختی، اجتماعی و جسمانی فرد تاثیر می گذارند. برای مثال، یک اقتصاددان ممکن است فرصت های شغلی را پیش بینی کننده ای قدرتمند برای بهروزی درونی بداند که هم زمان با بهبود وضعیت سلامت، می تواند تنش های اجتماعی را کاهش دهد. یک جامعه شناس ممکن است فواید روانشناختی، اجتماعی و جسمانی واحدهای خانوادگی باثبات و اعتماد مداوم در سایر نهادهای قدیمی را برجسته  قلمداد کند. در سطح روانشناختی یا درونی، امید به دلیل تاثیر بر عملکرد روانی، اجتماعی و جسمانی افراد متغیری نیرومند برای کیفیت زندگی است.

برای تهیه این مقاله، من «کیفیت زندگی» را در سه پایگاه اطلاعاتی مدلاین۲۶، سایک اینفو۲۷ و سایکولوژیکال ابسترکت۲۸ جست و جو کردم. در مجموع، حدود ۶۰۰۰۰ مقاله با محتوای «کیفیت زندگی» در حوزه «درون» یافتم. علاوه بر این، زمانی که به جست و جوی «امید و کیفیت زندگی» پرداختم این مقدار به ۶۷۹ مورد یا تقریبا یک مقاله به ازای هر ۱۰۰ مقاله کاهش یافت.

 

همچنین، در میان بیش از ۲۰۰ سخنرانی از آین آثار، تنها سه مورد آن به امید پرداخته بودند. اگر امید به واقع چنین «حام» قدرتمندی برای «انسان» است پس چرا منابع آن در آثار کیفیت زندگی تا این اندازه کم است؟ من بر این باورم که قسمتی از این مشکل به دلیل ضعف در تجسم امید به عنوان هیجانی آمیخته با مولفه های شناختی، اجتماعی و معنوی است. بحث جدیدی در حوزه رو به رشد «روانشانسی مثبت گرا» شرح خوبی از امید به دست می دهد.

اسنایدر (۲۰۰۴) قائل بود به اینکه امید مهم ترین فضیلت، یعنی سرچشمه ای برای رشد سایر خصوصیات مثبت است. سلیگمن (۲۰۰۲)، تا حدی در توافق با اسنایدر، در نظر داشت که امید یکی از سه مولفه اصلی برای «خوشی واقعی» است. علاوه بر این، پارک و همکاران (۲۰۰۴) فرضیه امید اسنایدر را از طریق همبسته کردن ۲۴ خصوصیت شخصیتی به آزمونی شناخته شده برای بهروزی درونی۲۹ ۳۸SWLS؛ دینر و همکاران، ۱۹۸۵) سنجیدند. اگرچه امید جزء قوی ترین پیش بینی کننده ها بود، به طور محسوس از سایر فضایل بیشتر نبود.

 

 «امید»؛ شاخص اول کیفیت زندگی در عصر اضطراب (2)

این «کاهش» را به ویژه با توجه به رویکرد هدف محور اسنایدر و همکارانش (۱۹۹۰) به امید می توان فهمید. رویکرد اسنایدر به امید تا اندازه زیادی در مسیر نظریه های «انتظار» شناختی۳۰ قرار دارد. این نظریه های شامل نظریه امید استوتلند (۱۹۶۹)، تدوین دوباره ویژگی های درماندگی آبرامسون و همکاران (۱۹۸۹) و رویکرد شیر و کارور (۱۹۸۷) به خوش بینی هستند. در حالی که «انتظارات هدف نگر۳۱» بخشی مهم از ساختار امید را شکل می دهند، همان طور که پیش تر درباره آن صحبت کردیم، این انتظارات به هیچ عنوان «کل داستان» نیستند.

شفافیت مفهومی در خصوص امید به خودی خود امر مهمی است. در غیر این صورت کل تحقیقات مربوط به امید می تواند مخدوش شود. علاوه بر این، منظر جامع تری درباره امید که شامل جنبه های معنوی و اجتماعی است وجه مشترک مفهومی بسیار غنی تری برای ارتباط با نشانگرهای مختلف بیرونی کیفیت زندگی (QOL) به دست می دهد. در واقع مضحک است که پارک و همکارانش فرضیه «امیدمحور» اسنایدر را با توسل به فضایل «پشتکار» (متغیر تبحر)، «عشق» (متغیر دل بستگی) و «تعادل در مواجهه با ضربه های روحی و جسمی» (متغیری برای بقا) به چالش بکشند.

در مفهومی ساختن کیفیت زندگی (QOL) چه عواملی باید درونی در نظر گرفته شود؟ دینر و همکارانش تمرکز خود را بر «رضایت از زندگی» قرار داده اند. پارک و همکارانش به «لذت»، «مشغولیت» و «معنا» اشاره کردند. ریف (۱۹۵۵) مدلی شش لایه۳۲ برای بهروزی روان شناختی ارائه کرد که شامل استقلال، احاطه داشتن بر محیط اطراف، داشتن روابط مثبت با دیگران، داشتن هدف در زندگی، پذیرش خود و رشد فردی است. دو گرایش برجسته در مطالعات روانشناختی کیفیت زندگی وجود دارد: حرکت به سوی مدل های چندبعدی و در نظر گرفتن جنبه های برتر وجود مانند «مشغولیت»، «هدف» و «بهروزی معنوی».

موضوع امید

دلیل من برای «امید» به مثابه کانون تمرکز اولیه در کیفیت زندگی درونی بر پایه شش مشاهده قرار دارد. اول، رویکردی منسجم به امید که دربردارنده تبحر، دلبستگی و بقا باشد بسیاری از متغیرهای دیگر «بهروزی» را که نظریه های دیگر از آنها نام برده است (مانند پشتکار، مشغولیت، هدف، عشق و روابط مثبت و غیره) در خود جای می دهد.

دوم، «امید» بسیاری از «فضایل» برجسته رشته رو به رشد «روانشناسی مثبت گرا» را با هم پیوند می دهد، از جمله عشق و نیز همچنین شجاعت و پشتکار (تبحر)، هم بستگی (دل بستگی)، و نظارت بر خود انطباقی (بقا و مدیریت وحشت).

سوم، دغدغه در باب دلبستگی، تبحر، و بقا هم اکنون نیز کانون توجه اصلی محققان کیفیت زندگی است. در میان این اقدامات می توان پژوهش هایی را درباره «اعتماد»، «بی سامانی اجتماعی» و «بدبینی۳۳ سیاسی» یافت. مطالعاتی در باب «اخلاق کاری»،، «رویای آمریکایی۳۴» و «توانمندسازی» وجود دارد. مسائل مربوط به بقا در پژوهش هایی مربوط به «کیفیت خدمات درمانی»، «سازگاری مهاجر» و «آسیب پذیری» ظاهر می شوند. به همین ترتیب، چندین نسخه آخر بررسی شاخص های اجتماعی حاوی مقالاتی است در باب «صمیمیت» و «تنهایی»، «اعتماد به نفس» و «فعالیت های ثمربخش»، «انعطاف پذیری» و «امنیت».

 

 «امید»؛ شاخص اول کیفیت زندگی در عصر اضطراب (2)

چهارم، همان طور که پیشتر اشاره کردم، امید نوعا تجربه ای معنوی است. فرد بدون در نظر گرفتن باورهای دینی و معنوی نمی تواند تحلیل کاملی از کیفیت زندگی ارائه دهد. با نگاهی به آغاز تمدن بشر، می بینیم ک چنین باورهایی بیشتری احساس «بهروزی» را، در شرایط خوب و بد روزگار، در اختیار اکثریت جمعیت جهان قرار داده است.

پنجم، «مرکزی معنوی» یک ملت را می توان براساس میزان امیدی ارزیابی کرد که برای شهروندان فراهم می شود. آیا یک حکومت احساس تبحر جمعی را به شهروندان خود داده است؟ آیا موجب اعتماد شده و جهان بینی اطمینان بخشی را به ملت خود منتقل کرده است؟ اگر پاسخ به هر سه پرسش مثبت است، می توان چنین کشوری را به عنوان کشوری با «شاخص امید ملی» بسیار بالا برگزید.

در مقابل، افریقا را در نظر بگیرید. امید در هیچ قاره ای تا این اندازه «چالش برانگیز» نیست. سیصد میلیون نفر از ساکنان آن در فقر کامل زندگی می کنند. بیش از ۳۳ میلیون نفر به ویروس ایدز/ HIV مبتلا هستند. در نتیجه ایدز، بیش از ۱۲ میلیون کودک یتیم وجود دارد.

 

در میان تمام کشورهای آفریقایی، لیبریا کشوری است که پایین ترین کیفیت زندگی را دارد. این کشور سه میلیون نفری در بیش از یک دهه جنگ داخلی به ویرانی کشیده شده است. بیش از ۵۰۰۰۰ کشته و افراد بی شماری شکنجه یا معمول شده اند. قسمت زیادی از کشور برای چندین دهه است که برق و آب لوله کشی ندارند. از منظر یک فرد خارجی این کشور «آشکارترین نمونه یک کشور منهدم شده» است. بر روی دیواری، نوشته غلط دار کودکی مستاصل همه چیز را بیان می کند، «ما سله می خاهیم» (ما صلح می خواهیم).

ششم، امیدی منسجم و ناشی از معنویت فصل مشترکی غنی برای بررسی پیوندهای میان سطوح مختلف کارکردهای فردی (روان شناختی، اجتماعی و بدنی) و شاخص های بیرونی چندگانه کیفیت زندگی به دست می دهد. «امید» را می توان هم به عنوان عاملی علّی و هم پیامدی بررسی کرد که به طور بالقوه با عواملی مانند «اخلاق کاری» و «سازندگی»، کیفیت مسکن و بهداشت عمومی و نیز افزایش یا کاهش نهادهای مذهبی، اجتماعی و سیاسی در ارتباط است.

امید در عصر اضطراب

ارتباط خاص فضیلت امید با این عصر اضطراب نیز مطالب پیشین ما را تقویت می کند. از آنجایی که امید ریشه در ایمان دارد و از آن رنگ و بوی معنوی می گیرد، می تواند موجب شود که فرد و نیز یک «ملت» در بدترین شرایط محوریت خود را حفظ کنند. در توضیح این نکته، استفاده از مفهوم زیستی واژه «آلوستازی۳۵» می تواند مفید واقع شود. واژه «همسوتاز۳۶» بیانگر شرایطی است که موجود زنده بتواند خود رادر محدوده ای مطلوب از عملکرد زیستی نگاه دارد.

 

 «امید»؛ شاخص اول کیفیت زندگی در عصر اضطراب (2)

 

اگر همین موجود زنده با استرس مواجه شود، ممکن است سطوحی از یک یا تعداد بیشتری از شاخص های زیستی (برای مثال، دما، میزان مایعات یا الکترولیت ها) به طور چشمگیری در او دچار تغییر شوند. در نتیجه برای بازیابی هماهنگی زیستی باید انرژی صرف شود. عبارت «بار آلوستازی۳۷» بیان کننده این است که فرسودگی موجود زنده «دستخوش امواج شده» و بازگرداندن آن به حالت پایا نیازمند صرف منابع است.

امید کیفیت زندگی درونی را در شرایط متلاطم تعریف می کند چرا که انحراف معنوی و زیستی، معادل هیجانی «بار آلوستازی»، را کاهش می دهد. به ویژه، دلبستگی امیدمحور، که ریشه در اعتماد و صداقت دارد، می تواند وزنه ای را برای متعادل کردن تکانه های ناشی از بدبین و انزوا فراهم کند که در طی کشمکش های بین المللی و دشواری های اقتصادی ایجاد می شود. تبحر امیدمحور، که از اتحاد با «مراکز ارزشی» بزرگ تر سربرآورده است، ایمنی در برابر وضعیت های درماندگی و نومیدی را تضمین می کند.

بقاء امیدمحور، که از «درون فکنی های آرامش بخش» (برای مثال، از پرستاران ابتدایی یا قدرتی بالاتر) و نیز باورهای معنوی گوناگون مشتق شده باشد چیزی را می بخشد که لیفتون آن را «حس فناناپذیری نمادین»، عاملی مهم در پیشگیری از کشتار جمعی، می خواند.

این مقاله ترجمه ای است از: (آنتونی اسکیولی)

Hope and Spirituality in the Age of Anxiety, keene State College, ANTHONY SCIOLI.

پی نوشت ها:

پاسخ دهید