برق نخستین طلا

رضا پورعالی؛ امروز (21 مهر 1396) مصادف است با سالگرد نخستین مدال طلای تاریخ وزنه برداری ایران در آوردگاه بزرگ المپیک. اگرچه وزنه برداری توسط جعفر سلماسی، نخستین مدال تاریخ ورزش ایران را در المپیک 1948 لندن به دست آورد اما 20 سال انتظار لازم بود تا برق نخستین مدال طلای المپیک بر تارک تاریخ وزنه برداری ایران بدرخشد. دو نقره و برنز محمد نامجو در المپیک های 1952 و 1956، برنز علی میرزایی در المپیک 1952 و برنز اسماعیل علم خواه در المپیک 1960، تمام اندوخته های وزنه برداری ایران تا قبل درخشش محمد نصیری در المپیک 1968 مکزیکو سیتی بود. یکی از روزهای تاریخی ورزش ایران همین روز است؛ یکشنبه 21 مهر 1347 یا همان 13 اکتبر 1968. روزی که رقابتهای دسته 56 کیلوگرم وزنه برداری المپیک در سالنی که تئاتر شورشیان نام داشت برگزار شد. شورشی بزرگ محمد نصیری نام داشت. مرد طلسم شکن وزنه برداری ایران. رقابت با ایمره فولدی مجارستانی که سومین المپیک عمرش را تجربه می کرد و یک مدال نقره المپیک در کلکسیون افتخاراتش داشت آسان نبود. یکضرب که تمام شد نصیری 10 کیلوگرم از این رقیب عقب افتاده بود. چه کسی باور می کرد طلا به پسر جسور وزنه برداری ایران برسد. داستان آن روز حماسی را باید در وزنه آخر نصیری خلاصه کرد. فولدی با رکورد مجموع 367.5 کیلوگرم به کار خود پایان داده بود و نصیری برای کسب مدال طلا فقط یک راه داشت؛ اینکه پس از مهار وزنه 142.5 به یکباره پشت وزنه 150 بایستد. باورنکردنی بود. نصیری باید وزنه ای را مهار می کرد که 3 کیلوگرم سنگین تر از رکورد دوضرب جهان بود. ماموریت ناممکنی که ممکن شد. چند ثانیه بعد حاضران در سالن تئاتر شوریان روی هوا بودند، درست مانند محمد نصیری. او رکورد دنیا را زد و خوشحالی اش را با یک حرکت پشتک وارو به جهانیان نشان داد و بعد هم در آغوش سرمربی آن روزهای تیم ملی، هنریک تمرز آرام گرفت. داستان نخستین مدال طلای تاریخ وزنه برداری ایران در المپیک را بارها و بارها می توان مرور کرد. خبر که به تهران رسید تلویزیون ملی ایران همان شب اعلام کرد به افتخار این مدال طلا و این رکوردشکنی، از طریق سفیر ایران در مکزیکوسیتی 1968 شاخه گل رز به اتاق محمد نصیری در دهکده بازیها ارسال خواهد شد؛ گل هایی که هرگز ارسال نشد.
همین چند ماه پیش وقتی اولین نفری بودم که خبر مرگ ایمره فولدی را به نصیری دادم، اشک در چشمانش حلقه زد و لحظاتی سکوت کرد. انگار داشت خاطرات چند سال رقابت با این حریف مجارستانی را در ذهن مرور می کرد. نصیری یک بار دیگر هم بغض کرد. همین امروز. وقتی در راه بازگشت به تهران از اردوی تیم ملی، این چند خط را شنید. محمد نصیری عزیز، به خاطر همه افتخار آفرینی ها از تو ممنونیم.

252 41

 

پاسخ دهید