به MMA رفتم تا جوانی‌ام بیشتر از این حرام نشود/ محجوب: جودو دیگر برای من تمام شد

به گزارش “ورزش سه”، جواد محجوب جودوکار وزن ۱۰۰- کیلوگرم ایران و دارنده مدال طلا و نقره آسیا و یک طلا، یک نقره و ۵ برنز در رقابت های مختلف گرند اسلم و گرندپری، بدون شک یکی از بهترین های جودوی ایران طی سال های اخیر بود که بدلیل اوضاع آشفته این رشته طی چند سال گذشته، هیچ گاه نتوانست به آنچه که استحقاقش را داشت برسد.


 


محجوب همچنین سهمیه حضور در المپیک ۲۰۱۲ لندن و ۲۰۱۶ ریو را بدست آورد که در لندن بدلیل خودداری از مصاف با نماینده رژیم صهیونیستی حذف شد و در المپیک ریو نیز با شکست در دور نخست وداع زودهنگامی با این رقابت ها داشت.البته محجوب تدارک بسیار ضعیف پیش از حضور در ریو و بی تفاوتی مسئولان وقت وزارت ورزش و جوانان و در راس آن‌ها نصرالله سجادی نسبت به اوضاع و احوال ۲ جودوکار المپیکی را مهمترین عامل ناکامی جودوی ایران در المپیک‌۲۰۱۶ می داند.


 


محجوب اخیرا و پس از سال ها حضور در جودوی ایران در تصمیمی ناگهانی قید ادامه حضور در این رشته را در میان بی تفاوتی مسئولان زد و مانند امیر علی اکبری فرنگی کار سابق ایران راهی تایلند شد تا از این پس به جای تاتامی جودو در رینگ MMA برای ایران مبارزه کند!


 


جواد محجوب در گفتگو با ایسنا درباره علت این تصمیم خود و مشکلاتی که طی سال ها حضور در جودوی ایران داشته صحبت کرد که در ادامه می خوانید:


 


* قبل از المپیک تصمیم گرفتم به MMA بروم


 


“قبل از  المپیک ریو تصمیم گرفتم پس از حضور در این رقابت‌ها دیگر جودو را رها کنم و به رشته MMA بروم. در این راه نیز کسی من را تشویق نکرد و یا فریب نداد،‌ بلکه در جودو به جایی رسیدم که دیدم بهترین کار ممکن خداحافظی با این رشته و حضور در MMA است.”


 


*دیدم بهتر است عمر و جوانی‌ام را بیش از این در جودو تلف نکنم


 


“با شرایطی که طی چند سال گذشته داشتم دیدم بهتر است عمر و جوانی‌ام را بیش از این در جودو تلف نکنم. پیش خودم گفتم به MMA می روم. اگر موفق شدم که هیچ اگر هم نشدم انتخابی است که خودم انجام داده‌ام و به دلخواه خودم پا در این راه گذاشته‌ام.”


 


*رقبایمان در فرانسه و ژاپن اردو زده بودند ما در چناران!


 


“من در دو  المپیک 2012 لندن و 2016 ریو حضور داشتم. در لندن که به حریف رژیم صهیونیستی خوردم و به علت حضور نیافتن بر روی تاتامی از دور رقابت‌ها کنار رفتم، اما برای حضور در ریو  تلاش زیادی انجام دادم تا به موفقیت برسم چرا دیگر وقتش بود.  ولی در مقابل، مسئولان فدراسیون چند ماه باقی‌ مانده به المپیک یک مربی از ازبکستان آورد و او را سرمربی تیم‌ ‌ملی کرد که اصلا جودو نمی‌دانست ،‌ بلکه یک مربی سامبو بود. به اجبار این مربی را بالای سر ما قرار دادند که هیچ فایده‌ای برای ما نداشت و اصلا زبانش را نمی‌فهمیدیم و در تمرینات کاری با هم نداشتیم. اما رقبای من همگی در ژاپن و فرانسه اردوهای مشترکشان را پشت سر می‌گذاشتند و ما با چنین وضعیتی در چناران اردو زده بودیم!”


 


*بهتر دیدم جایی بروم که ارزشم را می‌دانند


 


“با توجه به بی‌تفاوتی مسئولان به ورزشکارانی نظیر من که قدر سال‌ها زحمتم را ندانستند بهتر دیدم که چهار سال دیگر از عمرم را برای حضور در  المپیک 2020 تلف نکنم و به جایی بروم که هم درآمد برایم دارد و هم به خواسته‌هایم توجه می‌کنند و ارزشم را می‌دانند.”


 


*از خسروی‌نژاد خواستم کنارم باشد


 


“مسعود خسروی نژاد جدا از این که مربی اختصاصی من بوده و هست، همواره به عنوان یک برادر بزرگتر کمک زیادی به من داشته و همه جا در کنارم حضور داشته است. از او درخواست کردم که این بار نیز در کنارم باشد و با یکدیگر به تایلند رفتیم تا با مشورت او و استفاده از تجربیاتش بهترین باشگاه را انتخاب کنم و کارم را در کنارش ادامه‌ دهم.”


 


*باید تجربه ام در MMA بیشتر شود


 


“قبل از حضور در تایلند با دو، سه باشگاه MMA صحبت کردم که آنها با توجه به رزومه‌ای که داشتم از حضورم در باشگاه شان استقبال کردند. وقتی به تایلند رفتم در دو باشگاه تمرین کردم و حتی برای من مسابقه هم گذاشتند تا وضعیتم را ببینند که خوشبختانه عملکرد خیلی خوبی از خودم نشان دادم. آنها پیشنهاد دادند در باشگاهشان تمریناتم را ادامه‌ دهم و سه ماه دیگر به روی رینگ بروم، اما به علت مخالفت خسروی نژاد این موضوع را قبول نکردیم، چرا که خسروی نژاد  گفت‌ فعلا باید تمرین کنم تا دست‌ها و پاهایم بیشتر با یکدیگر هماهنگ شوند و از شرایط و تجربه بهتری برخوردار شوم آن وقت مطمئنا پیشنهاداتم بسیار بهتر خواهد شد. البته این دو باشگاه تا 90 درصد با درخواست‌هایمان موافقت کردند و در مجموع شرایط بسیار خوبی داشتند، اما خسروی نژاد گفت‌ باید با چند باشگاه دیگر هم مذاکره کنیم تا در نهایت بهترین شان را برای ادامه‌ فعالیت انتخاب کنیم. برنامه ام این است که تا یک سال آینده تمرین کنم تا تجربه‌ام در MMA بیشتر شود.”


 


*مقابل انگلیسی‌ها پا به پا مبارزه کردم


 


“در تمرینات و مسابقات تمرینی که طی همین چندروز اخیر داشتم خیلی خوب بودم و خدا را شکر از آن چیزی که فکر می‌کردم خیلی بهتر کار کردم. حتی با تعدادی از ورزشکاران انگلیسی که جزو با تجربه‌های MMA محسوب می‌شوند  پا به پا مبارزه کردم و مانند یک فایتر آماتور نبودم، اما همان طور که گفتم باید با تمرینات بیشتر تجربه‌ام نیز بیشتر شود.”


 


* فنون جودو خیلی به دردم می‌خورد


 


“سال‌ها حضور در رشته جودو کمک زیادی به من در MMA خواهد کرد و فنون جودو مخصوصا در حالت خاک خیلی به دردم می خورد. اگر مقابل حریفان در حالت سرپا 50 – 50 باشم مطمئنا در حالت خاک 70 – 30 به نفع من خواهد بود. در چند مبارزه تمرینی نیز که در تایلند برگزار کردم با حریفان خارجی مبارزه کردم که به اذعان‌ آنها نیز نقطه قوتم در حالت خاک و اجرای فنون جودو بود.”


 


* فعلا زمان مبارزه‌ام را نمی‌دانم


 


“هنوز نمی دانم اولین مبارزه رسمی‌ام در MMA چه زمانی خواهد بود. فعلا باید چند ماه تمرکزم را  بر روی تمرینات و کسب تجربه قرار دهم. این موضوع دست خسروی نژاد است و هر گونه که او برنامه‌ریزی کند من عمل خواهم کرد.”


 


*می‌توانستم در ریو مدال بگیرم


 


” من جواد محجوب، زمانی که 20 سالم بود و در رده جوانان حضور داشتم، در مصاحبه‌ای اعلام کردم هدفم این است که در  المپیک 2012 لندن به روی تاتامی بروم. این حرف در شهرستان کوچک ما شاید برای خیلی‌ها آرزویی دست نیافتنی بود به همین خاطر وقتی این حرف را زدم خیلی ها به من خندیدند. وقتی سهمیه لندن را گرفتم باز هم اعلام کردم در المپیک ریو نیز سهمیه می‌گیرم و اینبار باید به موفقیت هم برسم که آن موقع نیز خیلی ها این حرف من را جدی نگرفتند. در این  المپیک می‌توانستم به روی سکو بروم، اما وقتی پیش از  المپیک و در طلایی‌ترین زمان ممکن یک مربی ازبک را بالای سر ما گذاشتند که هیچ چیزی از جودو نمی دانست و یا به جای فرانسه و ژاپن در چناران اردوی ما را برگزار می‌کردند، من دیگر چه کاری می‌توانستم انجام بدهم؟”


 



 


*سجادی گفت مربی شطرنج هم بالای سرتان بگذاریم حق اعتراض ندارید!


 


“من همان زمان و پیش از المپیک یک روز به دفتر سجادی، معاون وقت وزیر ورزش و جوانان رفتم و به او گفتم این مربی ازبک را از کجا پیدا کرده‌اید که هیچ چیز از جودو نمی داند؟ اما او در جواب به من گفت‌ تو ورزشکاری اگر ما مربی شطرنج هم بالای سرت گذاشتیم باید بگویی چشم و حق اعتراض نداری! من هم به او گفتم باشد به حرف شما گوش می‌کنیم، اما در این میان زحمات ما هدر می شود. همین هم شد. سجادی رفت به دنبال زندگی خودش و ضربه‌اش را ما خوردیم.البته این موضوع اصلا برایشان اهمیتی نداشت.”


 


*داغ مدال المپیک بر دلم ماند


 


“من می‌توانستم از سد بزرگان این رشته در المپیک عبور کنم. همان طور که آن را قبلا نشان داده بودم ولی مسئولان هیچ اهمیتی به درخواست‌های ما نمی دادند. من طی چند سال حضورم در جودو هر بار که به اردوی خارجی رفتم پس از آن به مدال رسیدم. با بررسی همه این اتفاقات بود که تصمیم گرفتم بهتر است جودو را رها کنم. به همین خاطر تصمیم گرفتم به MMA بیایم، چرا که می خواستم بزرگتر از این ها شوم. هر چند داغ مدال  المپیک بر روی دلم ماند، اما مطمئن باشید که در MMA آن را جبران خواهم کرد و پرچم ایران را بارها به اهتزاز درمی‌آورم.”


 


*یک پرس غذا می‌دادند که معلوم نبود چه بود!


 


“من با جودو بزرگ شدم و 10 – 11 سال در این رشته سختی و زجر کشیدم، اما نه تنها شرایط من ،‌ بلکه شرایط دیگر جودوکاران نیز همیشه نامناسب بود و وضعیت ما برای مسئولان اهمیتی نداشت. ما به عنوان ملی‌پوش فقط یک خوابگاه کبکانیان را داشتیم که پس از سه ساعت تمرین، یک پرس به ما غذا می دانند که معلوم نبود داخل آن چه چیزی ریخته‌اند و چه غذایی است. نه پول مکمل می دادند و نه پول ایاب و ذهاب و نه حقوق. من هم یک  شهرستانی متاهل بودم که در کنار ورزش حرفه‌ای باید از پس مخارج زندگی‌ام بر می آمدم، اما هیچ گاه به این موضوعات توجه نشد. الان در اردوی تیم‌ ‌ملی همه متولد 75 یا 76 هستند و شاید بتوانند خیلی از این کمبودها را بواسطه جوانی و آرزوهایی که دارند تحمل کنند. ما مجبور بودیم در اردوهای تیم‌ ‌ملی در خوابگاه شهید کبکانیان جایی بخوابیم که 30 نفر در یک اتاق بدون کمترین امکانات رفاهی حضور داشتیم.”


 


* به دنبال رسیدن به قله هستم


 


“پول را همیشه می‌شود به دست آورد. هدف نهایی من از حضور در MMA رسیدن به پول نبود،‌ بلکه توجه زیاد به این رشته و جایگاه خوب آن نیز در تصمیم من اثر گذار بود. وقتی تصمیم گرفتم به MMA بروم فکر می‌کردم این رشته خیلی خطرناک است، اما وقتی در آن حضور پیدا کردم دیدم که این رشته، رشته‌ای بسیار جذاب و قانونمند است و افرادی مانند امیر علی اکبری در آن به موفقیت می رسند که در دنیای قهرمانی نخبه باشند.  همان طور که علی اکبری نیز طی مدت اندک حضورش در MMA برای مملکت ما آبروداری کرده و جایگاه خوبی را به دست آورده است.”


 


*جودو دیگر برای من تمام شد


 


“من هم اهداف بزرگی دارم و به دنبال رسیدن به قله هستم. شرایط جودو جوری نبود که من بتوانم در آن ادامه‌ بدهم و با توجه به شرایط و مشکلات امیدی برای رسیدن به موفقیت داشته باشم. دیگر به جودو بر نمی‌گردم و جودو برای همیشه برایم تمام شد.”


 


*شرایط جودو طوری نیست که به مدال جهانی و المپیک برسیم


 


“به اعتقاد من شرایط جودوی ایران، شرایطی نیست که به مدال المپیک و جهانی برسیم اما آرزویم موفقیت هر چه بیشتر جودوی ایران است. با تمام وجود می گویم که از مدال آوری رشنونژاد در قهرمانی آسیا خوشحال شدم و برای او به عنوان فردی که سال‌ها زحمت کشیده و با سخت‌ترین شرایط کار کرده آرزوی موفقیت می‌کنم. از کسب مقام سوم تیمی جودو نیز خدا می داند تا چه حد خوشحال شدم، چرا که چند سال بود دائما به ازبکستان و قزاقستان می باختیم و نمی توانستیم به روی سکو برویم.”


 


*رودکی زنگ زد گفت حقوقت را 2 میلیون می‌کنیم بیا سر تمرین!


 


” دو ماهی که در اردوی تیم‌ ‌ملی بودم، درخشان یک کارت یک میلیون تومانی به من داد، در حالی که من بیش از این مبلغ را خرج رفت و آمدم به اردو کردم. از سوی دیگر هم متاهل بودم و خرج‌های زیادی داشتم. وقتی به اردوی تیم‌ ‌ملی نیامدم رودکی به من زنگ زد و گفت‌ حقوقت را به دو میلیون تومان می رسانیم پاشو بیا سر تمرین. من درمانده پول فدراسیون نیستم. الحمدالله وضعمان در حدی است که دستم به دهانم برسد و نیازمند یکی، دو میلیون فدراسیون نباشم اما فدراسیون کاری برای ماندن من در جودو انجام نداد. همان طور که مدیران قبلی نتوانستند، اینها هم نمی‌توانستند کاری برای من انجام دهند.”


 


*جودوکاران با هزار بدبختی زندگی می‌گذرانند


 


“مانند من در جودو زیاد است که با هزار بدبختی و زجر و سختی ورزش می‌کنند و شرایط زندگی‌شان به لحاظ مادی وحشتناک است. یک جودوکار تیم‌ ‌ملی باید تا حدی تامین شود که 24 ساعته تمرکزش بر روی تمریناتش باشد نه این که در کنار تمرینات با هزار جور مشکل مالی دست و پنجه نرم کند. امیدوارم فدراسیون حداقل به جودوکاران دیگر اهمیت بدهد و در تیم ملی سلیقه‌ای کار نشود.امیدوارم به بچه‌ها بیشتر رسیدگی کنند و آن وقت از آنها مدال بخواهند. مطمئن باشید من هم از مدال آوری جودو خوشحال خواهم شد. همیشه سر نماز برای جودوکاران دعا می‌کنم و امیدوارم به جایگاه شایسته شان برسند، چرا که می دانم با چه شرایط سختی حتی در تغذیه و خوابگاه روبرو هستند و تمرین می‌کنند. مدال گرفتن و کسب موفقیت با وجود چنین شرایطی واقعا کار سختی است. من اردوی تیم‌های ملی کشتی را نیز می دیدم و یا در تیم‌ ‌ملی کشتی پهلوانی حضور داشتم، اما شرایط آنها با جودوکاران زمین تا آسمان متفاوت بود. می دیدم که مدیران آنها چگونه به ورزشکارانشان رسیدگی می‌کنند و مدیران ما چگونه.”


 


* با جیرو مثل یک معتاد برخورد کردند!


 


“باید برای تیم‌ ‌ملی یک  مربی خارجی طراز اول مثل کواک یا جیرو را بیاورند که بتواند به جودوی ایران جانی تازه بدهد. البته کواک اواخر حضورش در ایران خیلی به پول اهمیت می داد و فدراسیون آن طور که باید قدرش را ندانست. جیرو را هم خراب کردند. او دو مدال برنز  المپیک داشت و حرفه‌ای کار می‌کرد ، اما در نهایت مثل یک معتاد با او برخورد کردند و او را به کشورش فرستادند. مسئولان فدراسیون جودو باید به جودوکاران شخصیت بدهند و مربی را در راس تیم‌ ‌ملی قرار دهند که وقتی جودوکاران را کوچ می‌کند، شاگردانش او را قبول داشته باشند. نه این که کسی را بیاورند که خودش نتواند دو فن جودو را اجرا کند.”


 


*مدیران رفتند و ما تلف شدیم


 


“من با چهار، پنج رییس فدراسیون و سرپرست، شش سرمربی و 20 مربی کار کرده‌ام. همه آنها رفتند و هیچ اتفاقی هم برایشان رخ نداد، اما در این میان نفراتی مثل من تلف شدند. ما می‌توانستیم به مدال‌های  المپیک برسیم و میر اسماعیلی‌ها و میران‌های زیادی در تیم‌ ‌ملی ظهور پیدا کنند، اما متاسفانه انواع و اقسام مشکلات، حواشی و سوء مدیریت‌ها در جودو مانع رسیدن به این اتفاق شد. به خاطر این که با دو نفر دیگر سر لجبازی دارند کاری می‌کنند که ورزشکارشان له شود و به خاطر کینه شخصی نابودش می‌کنند. متاسفانه جودوی ایران همیشه از دشمنی‌های شخصی ضربه خورده است.”


 


* اهتزاز پرچم ایران از میلیاردها تومان پول برایم ارزشمندتر است


 


“خیلی از مردم و نزدیکانم فکر می‌کنند که MMA یک رشته خطرناک است که ورزشکارانش هنگام مبارزه با جانشان بازی می‌کنند، اما این رشته بر خلاف تصورات یک رشته کاملا حرفه‌ای و قانونمند است که ترکیبی از چند رشته رزمی دیگر است. از مردم می‌خواهم برایم دعا کنند. امیدوارم در MMA بتوانم پرچم پر افتخار ایران را به اهتزاز در بیاروم، چرا که واقعا صحنه بالا رفتن پرچم ایران را دوست دارم و می‌خواهم آن را تکرار کنم، زیرا از میلیاردها تومان پول برایم با ارزش تر است.”


 


پاسخ دهید