جدایی رانیری و لستر: سقوط تلخ به واقعیت

گل دقایق پایانیِ جیمی واردی مقابل سویا به نظر امیدی تازه به لستر سیتی داده بود. شکستِ 1-2 در زمین حریف نتیجه‌یِ غیرقابل برگشتی در بازیِ برگشت نبود. اما این گل تقریبا تنها اتفاق درستی بود که امسال برای لستر افتاده بود، روندی که در نهایت به اخراجِ کلودیو رانیری در پنجشنبه عصر منجر شد، قربانی‌ای قابل پیش‌بینی برای ترمیم دردهایِ باشگاه.

اینکه لستر بعد از قهرمانیِ شگفت‌انگیزش در فصل گذشته، این فصل نیاز به زمان برای تطبیق با شرایط جدید داشت بر کسی پوشیده نبود، آنچه باعث تعجب شد اما درجه‌یِ دشواری‌هایی بود که آن‌ها باهاش مواجه شدند. لستر دوشنبه شب در لیگ میزبانِ لیورپول است، بازی‌ای که با توجه به نتایج احتمالی امروز و فردا می‌تواند در شرایطی شروع شود که مدافعِ عنوان قهرمانی را در جمعِ سه تیم پایینِ جدول ببیند.

وضعیتِ لستر در نیمه‌یِ اول این فصل چندان هم بد نبود. آن‌ها کمی پایین‌تر از نیمه‌یِ جدول بالا و پایین می‌رفتند، در شرایطی که چندتا از خریدهایِ این فصل‌شان کم‌کم در تیم جا افتاده بودند و البته فرمشان در چمپیونز لیگ عالی بود و قبل از شکستِ 0-5 در شب آخر مقابل پورتو سرگروهیِ خودشان را قطعی کرده بودند. اما سالِ جدید روزهایِ تاریکی برایِ لستر رقم زد؛ پنج شکست پیاپی در لیگ، شش بازی پیاپی بدونِ حتی یک گل زده و سقوط به رده‌یِ هفدهم جدول. این افتِ شدید در شرایطی پدید آمد که سوانزی و هال روندی رو به رشد را پی گرفته بودند و برایِ همین خطرِ سقوط کاملا برایِ لستری‌ها احساس می‌شد.

اجتناب‌ناپذیر بود که این شرایط کلودیو رانیری را تحت فشار قرار ندهد. این شیوه‌یِ فوتبالِ مدرن است، فوتبالی که موفقیت فصلِ پیش، در موردِ رانیری عجیب‌‌ترین قهرمانیِ تاریخ فوتبال انگلیس، اهمیتی ندارد و به محض خراب شدنِ اوضاع تنها یک راه باقی می‌ماند و آن اخراجِ مربی است. فوتبال انگلیس در دورانی قرار دارد که حتی قهرمانیِ لیگ هم دیگر تضمینی برایِ بقا نیست. رانیری این فصل به عنوانِ قهرمانِ فصل پیش اخراج شد، تجربه‌ای که دقیقا ژوزه مورینیو فصلِ پیش داشت. فصلِ قبلش هم مانوئل پیگرینی، مدافعِ عنوانِ قهرمانیِ لیگ، در میانه‌هایِ راه از جدایی‌اش در پایانِ فصل خبر داد. قبل از او هم سر الکس فرگوسن بلافاصله بعد از بردنِ لیگ اعلام بازنشستگی کرد. پیش از پیگرینی روبرتو مانچینی هم به عنوانِ مربیِ قهرمانِ لیگ بعد از شکست خوردن در فینالِ جامِ حذفیِ فصل بعد از کار برکنار شد.

دلایل مختلفی برایِ افت لستر وجود دارد، دلایلی صرفا بیش از سقوطِ اجتناب‌ناپذیر بعد از رسیدن به قله. لستر در 101 بازی‌اش در سه فصلِ اخیر لیگ برتر، بعد از صعود از چمپیونشیپ، 143 امتیاز گرفته است، یعنی میانگینِ 1.4 امتیاز در هر بازی، میزانی که برای بقایی تقریبا بی‌دردسر در هر فصل کافی بود، هدف و خواسته‌ای واقع‌گرایانه از سویِ باشگاه و هوادارانش. اما نکته‌ای که توضیحِ ساده‌ای ندارد این است که 103 امتیاز از مجموعِ این 143 امتیاز در تنها 47 بازیِ لستر در لیگ به دست آمده: در 9 بازی بینِ آوریل تا میِ 2015 که باعث فرارِ بزرگ آن‌ها از سقوط، به رهبریِ نایجل پیرسون شد و در 38 بازیِ بعدی با رانیری که این قهرمانیِ شگفت‌انگیز را برایشان رقم زد.

آیا رانیری نابغه‌ای بود که قهرمانی لستر را معماری کرد؟ یا مترسکی بود که در راه نزول و سقوط این فصل کاری از دستش بر نمی‌آمد؟ اگر پاسخ گزینه‌یِ دوم باشد پس باید مشکل را از فرسایش تدریجیِ تاثیر نایجل پیرسون در لستر بدانیم و اگر پاسخ گزینه‌یِ اول بود پس باید بیشتر از این به رانیری برای نجات تیمش وقت داده می‌شد. یا شاید اصلا مربی موضوعیتی ندارد و نتایج همینطور برایِ خودشان رخ می‌دهند. در این سناریو مربی صرفا وسیله‌ایست در خدمتِ منطق‌تراشی برای دلایل پدید آمدنِ نتایج. اگر این گزینه را هم قبول کنیم باز هم اخراج رانیری منطقی جلوه نمی‌کند. (راستی از منظر تئوری این می‌تواند سوال و دو راهیِ جذابی باشد: اگر قرار بود 108 امتیاز را بینِ دو فصل تقسیم کنید انتخاب‌تان یک 54، 54 مطمئن بود یا یک 81، 27 که با قهرمانیِ در یک فصل و سقوط احتمالی در فصلِ بعد همراه می‌شد؟)

اخراجِ رانیری شاید شوکی در کوتاه مدت به تیم وارد کند و باعث بهبودِ نتایج شود، اما به چه بهایی و تا کجا؟ آیا گزینه‌ای بهتر برایِ لستر وجود دارد؟ مربی‌ای که مثلا با بازیکنان و تیمی در حدِ آن‌ها قهرمانِ لیگ شده باشد؟

پیش از اخراجِ رانیری زمزمه‌هایی از نارضایتیِ بازیکنان در رختکنِ لستر به گوش می‌رسید، اتفاقی که برایِ تیمی که در روند نتایجی بد قرار گرفته اصلا عجیب نیست و تازگی ندارد. یکی از انتقاداتی که این فصل به رانیری می‌شد وفاداریِ بیش از حدش به هسته‌یِ مرکزیِ تیمی بود که فصل پیش قهرمان شد، در حالیکه اتفاقا در راهِ این قهرمانی ثباتِ ترکیبِ اصلی و اعتمادِ رانیری به این بازیکنان یکی از مهمترین عوامل و نقاط قدرتِ او به حساب می‌آمد. نکته‌یِ آشکار به هر حال اینجاست: انگولو کانته در تابستان از تیم جدا شد و حالا در آستانه‌یِ یک قهرمانیِ دیگر در لیگ، این بار با چلسی قرار دارد. در ضمن تقریبا تمام بازیکنانی که فصل پیش به یک باره به بهترین فرمِ دورانِ فوتبالشان رسیدند و از اعتماد به نفسِ همدیگر انرژی‌ای مضاعف می‌گرفتند، به واقعیتِ خودشان بازگشتند و با هم سقوط کردند و بدل به همان فوتبالیست‌هایی شدند که همیشه بودند: درجه‌یِ دو.

واردی این فصل پنج گل زده (که سه گلش هم فقط در یک بازی مقابلِ منچستر سیتی بوده)، در حالیکه فصلِ پیش با 24 گل بهترین گلزنِ لستر بود. ریاض محرز هم که فصلِ پیش 17 گل زده بود این فصل تنها سه گل زده و به نظر می‌رسد مدافعینِ لیگ برتر دیگر دستش را خوانده‌اند. وز مورگان و رابرت هوت هم که در مرکزِ خط دفاعی فصلی فوق‌العاده را سپری کرده بودند، این فصل سقوطی وحشتناک داشته‌اند. دنی درینک‌واتر هم در قلبِ خط میانی، بدونِ کانته، دیگر آن بازیکنِ سابق نیست. در واقع تنها بازیکنانی که از این تیم فرمِ خوبشان را حفظ کرده‌اند کسپر اشمایکل و کریستین فوکس بوده‌اند.

شاید اخراج رانیری شوکی کوتاه مدت به تیم وارد کند و باعث پدید آمدنِ واکنشی از سوی بازیکنان شود که از سقوط نجاتشان بدهد. اما این تنها راه حلی کوتاه مدت است و لستر را با خطر افتادنِ در ورطه‌یِ مدام تعویضِ مربی‌ای می‌اندازد که ساندرلند سال‌هاست دچارش شده. در یک کلام باید گفت فصلِ پیش یک پدیده‌یِ غریب بود و واقعیت اینجاست که سطحِ واقعیِ این تیم و بازیکنانش همین است و اخراج رانیری هیچ دردی را دوا نخواهد کرد.

256 41

 

پاسخ دهید