جست و جوی بی نتیجه در اروپا؛/ کی‌روش والیبال گم شده است

به گزارش “ورزش سه”، نهم تیرماه 1390 کارلوس کی روش و خولیو ولاسکو در فرودگاه امام خمینی با یکدیگر به تهران رسیدند تا یکی به فدراسیون فوتبال و دیگری به فدراسیون والیبال بروند تا دو ماموریت مهم را بر عهده بگیرند. هر دو فورا سرمربیگری تیم های ملی را پذیرفتند و کار خود را آغاز کردند. هر دو با دیسیپلین، برنامه و سیستم وارد شدند تا رویای تحول در والیبال و فوتبال را به عهده بگیرند اما فضای دو رشته کاملا متفاوت بود.



ولاسکو بعد از یک سال شکست های پی در پی نبض والیبال و روش کار با بازیکنان ایرانی را کشف کرد تا با پشتوانه تیم های پایه ای که یکی پس از دیگری قهرمان جهان می شدند تیمی را تشکیل بدهد که رکوردها را یکی پس از دیگری می شکست. قهرمانی برای اولین بار در آسیا، حضور برای اولین بار در لیگ جهانی والیبال، شکست تیم های بزرگی مثل صربستان، آلمان و ایتالیا برای اولین بار و بسیار اولین هایی که تنها با ولاسکو به دست آمد اما از سویی دیگر پروسه بازدهی کی روش در فوتبال زمانی بیشتری برد چون که فوتبال به مراتب جامعه گسترده تری نسبت به والیبال دارد و از طرف دیگر حواشی آن قابل قیاس با هیچ رشته دیگری نیست و سرمربی پرتغالی برای هموار کردن آن راه زمان بیشتری نیاز داشت.


 


 


* پایان دوران بازیکن محوری



نکته مشترک خولیو ولاسکو و کارلوس کی روش ایجاد سیستم در تیم و انجام کار تیمی بود تا فرآیند آن عدم نیاز به فرد و به کارگیری نهایت تلاش افراد در تمرینات و مسابقه باشد. بازیکنان بسیاری در والیبال و فوتبال آمدند و رفتند که شاید هیچکس حتی خودشان توقع حضور در تیم ملی را نداشتند. از طرفی دیگر بازیکنان بزرگی از تیم به راحتی کنار گذاشته شدند که باز هم هیچ کس فکرش را نمی کرد روزی یک مربی آنها را در این سطح از تیم ملی کنار بگذارد اما مربیان نسل تحول کار تیمی را به ستاره های تیم ترجیح دادند تا شرایط به جریان امروز تبدیل شود. تیم هایی که دغدغه بازیکن ندارند و سیستم به صورت اتومات کار خودش را انجام می دهد، چه دستیاران باشند، چه نباشند، چه بازیکنان باشند، چه نباشند. این سیستم بود که تعیین می کرد چه اتفاقی در آینده رقم خواهد خورد.


 


 



 


 


* خداحافظی ولاسکو در نیمه های راه



در اتفاقی عجیب و در حالی که ایران تنها چند هفته مانده بود تا خود را برای لیگ جهانی 2014 آماده کند ولاسکو اعلام کرد دیگر نمی خواهد مربی ایران باشد و قصد دارد به درخواست تیم ملی آرژانتین برای هدایت تیم زادگاهش پاسخ مثبت بدهد. روزهای بسیار کوتاهی فدراسیون مواضع بالا و پایینی گرفت اما پس از آن اعلام کردند مانعی نیست و ولاسکو می تواند ایران را ترک و راهی کشورش شود. نتایج، سیستم و زیر بنای تیم ملی طوری بود که همه بر این باور بودند که ایران وابستگی مطلق به ولاسکو ندارد و ما می توانیم با همین سرعت به سمت موفقیت حرکت کنیم اما آنجا فراموش شد که ولاسکو تنها یک مربی برای ایران نبود، ولاسکو یک جریان و تفکری بود که حالا از ایران می رود و باید یک جریان و یک تفکر دیگر جایگزین او شود. شاید ولاسکو از نظر فنی جزو مربیان درجه یک دنیا نبود اما طرز تفکر او و مدلی که برای کار با بازیکنان ایرانی کشف کرده بود بسیار موثر بود که جواب مثبت داد.


 


 



 


 


* انتخاباتی که هیچ کدام ولاسکو نشد



موضوعی که فدراسیون والیبال همیشه آن را فراموش کرد این بود که جنبه فنی ولاسکو بخشی از کار او بود و تفکر ولاسکویی نقش تعیین کننده تری در ایران داشت. اسلبودان کواچ، رائول لوزانو و ایگور کولاکویچ 3 مربی دیگری بودند که در 4 سال اخیر روی نیمکت ایران نشستند اما هیچ یک قلب طرفداران والیبال در ایران را مثل ولاسکو فتح نکردند. کواچ نتایج بسیار بهتری نسبت به سایر مربیان با ایران گرفت اما شاید در رده بندی محبوبیت مربیان خارجی در رده های آخر قرار بگیرد. کواچ با اختلاف مشهودی مجبور به ترک تیم ملی شد. لوزانو هم با بهانه انتخاب سرمربی با قابلیت هایی در حد 4 تیم برتر دنیا کنار گذاشته شد و در نهایت فدراسیون به گزینه کولاکویچ رسید. شاید هیچ ایرادی نتوان به این انتخاب گرفت اما قطعا فاصله لوزانو و کولاکویچ آن قدر نبود که این را اخراج کنی تا آن یکی بیاید. دو مربی را می توان در یک سطح قرار داد و شاید در جنبه هایی عیار افتخارات و فتوحات لوزانو ازرشمندتر هم باشد. با این حال رزومه و ارزش فنی مربیان خارجی الویت اول فدراسیون والیبال بوده است، غافل از اینکه نقطه قوت و متحول کننده ولاسکو چه بوده است.


 


 



 


 


* والیبال به دنبال کی روش گمشده خود



از آن روز به بعد والیبال و فوتبال افتخاراتی را کسب کردند که قبل از این دو مربی هیچگاه به آن نرسیده بودند اما والیبال پس از خروج ولاسکو دیگر روزهای قبلی خود را تجربه نکرد چون انتخاب هایی شد که حتی به دل خود فدراسیون والیبال هم نشست و خارجی ها یکی پس از دیگی می آیند و می روند. کی روش ماند و روند را حفظ کرد اما والیبال همچنان سردرگم به دنبال گزینه است تا ثبات و صعود را یک بار دیگر به والیبال بازگرداند، مثل فوتبال.


پاسخ دهید