سایه روشن‌های حضور تیم جوانان در جام جهانی 

 به گزارش “ورزش سه”، با تداخلی که فیفا بین تقویم جام جهانی جوانان و مسابقات باشگاهی ایجاد کرد و باشگاه ها نیز دیگر اجباری به در اختیار گذاشتن بازیکن ها برای این تورنمنت و همچنین المپیک ندارند، ارزش رقابتی-ورزشی این مسابقات به شدت زیر سوال رفته است. 



بسیاری از تیم ها با تمام قوای خود پای به این رقابت ها نگذاشته اند. به عنوان مثال بعید بود با حضور رناتو ساچز پدیده یورو 2016 صعود پرتغال از گروه به این سختی صورت پذیرد. به جای او و بسیاری دیگر از بازیکنان سرشناس، پیخه سرمربی این تیم با خود 6 بازیکن 18 سال یا کمتر به کره آورده بود. 



در واقع اغراق نیست اگر این تورنمنت را بیشتر به جشنواره ای تشبیه کنیم که شرکت کنندگان ضمن کسب تجربه تقابل با سبک ها و فیزیک های متفاوت، این فرصت را دارند تا مورد توجه استعدادیاب های باشگاه های جهان قرار گیرند و بخت خود را برای حضور در بین نخبگان آینده فوتبال بالا ببرند.



از ده کشور برتر رنکینگ فیفا، شش کشور برزیل، اسپانیا، شیلی، بلژیک، سوئیس و کلمبیا حتی جواز صعود به رقابت های کره 2017 را کسب نکردند. و در مرحله گروهی، در بین چهار کشور باقیمانده یعنی آرژانتین، آلمان، فرانسه و پرتغال تا اینجا فقط فرانسه توانسته است در حد نام خود ظاهر شود.


 

از طرف دیگر بسیاری از مربیان به دلیل غیبت بازیکنان کلیدی، فرصت کافی برای برگزاری اردوهای دراز مدت نداشتند. مسئله ای که اعتراض امیرحسین پیروانی را نیز به همراه داشت. ولی این مشکل همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند و در ادامه راه گریبان تیم ملی امید و المپیک احتمالی را هم خواهد گرفت. سیاستگذاران فوتبال ما باید جمع شوند و یک بار برای همیشه تکلیف الویت ها را مشخص کنند تا از این وضعیت موردی خارج شویم و هر دفعه مجبور نباشیم تصمیمات نهایی را چند روز مانده به شروع رقابت ها با ریش سفیدی این و آن بگیریم. 


 




در حال حاضر مسئله اصلی همان موردی است که زمستان سال گذشته منجر به ایجاد بحران بین سرمربی تیم ملی و سرمربی پرسپولیس شد. وقتی هنوز به پاسخ مشخص و دقیقی برای اردوهای درازمدت مورد درخواست کی روش و نیاز باشگاه ها به بازیکنانشان برای حضور پرقدرت در لیگ برتر و لیگ قهرمانان آسیا نرسیده ایم، چطور می توانیم به این مشکل، معضل اردوهای مورد نیاز جوانان و امیدها را هم اضافه کنیم؟  



بازیکنان فوتبال، ربات یا ماشین نیستند. تقویم مسابقات باشگاهی داخلی، قاره ای و بازی های ملی بزرگسالان به اندازه کافی سنگین هست و امروز حفظ سلامت بازیکنان، این سرمایه های اصلی فوتبال، الویت همه فدراسیون ها و باشگاه های حرفه ای دنیا محسوب می شود. 



حتی آلمانی ها توقع ندارند، تیمشان هم در جام جهانی جوانان بدرخشد، هم در المپیک حضور داشته باشد و هم مدعی قهرمانی در جام جهانی. چرا باید این همه توقع ایجاد کنیم تا یکباره همه چیز دراماتیزه شده و شیرینی حضور در این جشنواره و درخشش پدیده ای چون شکاری، تحسین مهره های دفاعی و تجربه گرانسنگ جوان 18 ساله ای چون مهدی قائدی به حاشیه رانده شود تا جایی که سرمربی تیم ملی جوانان از یک شکست به عنوان تلخ ترین لحظه زندگی اش یاد کند؟



نقد عملکرد امیرحسین پیروانی یا هر مربی دیگری در راس کادرفنی تیم های پایه با تحلیل عملکرد مربیان تیم های بزرگسال از اساس متفاوت است. کادر فنی تیم جوانان با صعود از مرحله قاره ای و معرفی تعداد قابل توجهی از استعدادها به باشگاه های لیگ برتری عملکرد موفقی داشته است و تعداد قابل توجهی از این  بازیکنان در نیم فصل دوم لیگ، عمدتا در ترکیب ثابت تیم های خود قرار گرفتند. 



بازی دادن به 19 بازیکن از مجموعه 21 نفره تیم ملی در این تورنمنت از دیگر نکات مثبت کادرفنی تیم ملی بود. به غیر از مهدی محمدیان دروازه بان سوم و محمد آقاجانپور بقیه نفرات فرصت ورود به زمین را پیدا کردند. سیاستی که البته مورد توجه همه تیم های بزرگ قرار گرفته بود. 



از یاد نبریم که مربیان پایه یک تفاوت عمده با دیگر مربیان دارند و آن آموزش نظم، انظباط، سختکوشی برای رسیدن به اهداف بزرگ است. در سال های گذشته اکبرمحمدی و دوستی مهر به خاطر تمرکز بیش از حد جامعه فوتبال بر روی نتیجه و عدم صعود نوجوانان و جوانان به جام جهانی مورد بی مهری قرار گرفتند. ولی امروز سردار آزمون، علیرضا جهانبخش و سعید عزت اللهی الگوی شاگردان امیرحسین پیروانی محسوب می شوند. آیا آنها نیز به درک درستی از زندگی یک بازیکن حرفه ای فوتبال رسیده اند؟ این را آینده به ما نشان خواهد داد.


 


شاهین اشکان


پاسخ دهید