سید‌: المپیک جنگ نیست!


سید‌: المپیک جنگ نیست!






به گزارش خبرورزشی/ مهری رنجبر: تيمي موفق كه خيلي‌ها خواسته و ناخواسته به آن انتقاد مي‌كنند و البته از حاشيه‌سازي برايش غافل نمي‌شوند. به نظر سرعتي‌زن تيم ملي واليبال حتي المپيك، مهم‌ترين رويداد ورزشي جهان برخلاف تصور ايراني‌ها، بيشتر جنبه تفريحي دارد تا جنگ و جدال.
* در المپيك ريو واقعاً خيلي براي واليبال حاشيه‌سازي شده بود. خيلي مسائل را مي‌شنيديم كه ما در تهران نمي‌فهميديم، كدام درست است كدام شايعه؟
اين مسائل هميشه هست. فوتبال ما زمان دايي سال 1998 كه به جام جهاني‌ رفت به اوجش رسيده بود. من احساس مي‌كنم كه تيم دو سال پيش ما شرايطي تقريباً شبيه تيم 98 دايي و دوستانش داشت. اگر يادتان باشد دو، سه سال بعد از آن حرف‌هاي ضد و نقيض و شايعه درست شد. خراب كردن يك بازيكن و… وقتي يك تيم يا يك بازيكن يا فردي مشهور مي‌شود، به طور قطع تعدادي هم منتقد و حتي دشمن پيدا مي‌كند و منتظر هستند تا كوچكترين اتفاقي بيفتد تا از او بت بسازند و وارد حاشيه‌‌اش كنند. خدا را شكر واليبال كمتر دم به تله اين افراد داده است. نه اينكه نداده، كمتر بوده. به هر حال اتفاقاتي مي‌افتد و ما هم انسان هستيم و حتي ممكن است اشتباه هم بكنيم. ولي يكسري هستند كه دنبال مسائلي مي‌گردند تا تيم را بكوبند و خراب كنند. مثل فوتبال كه هنوز نتوانسته توانايي‌هايش را نشان دهد. با اينكه شايد از نظر بازيكن به مراتب بهتر از تيم 98 باشند اما حاشيه‌ها نمي‌گذارد اين تيم پا بگيرد. هر روز يك اتفاق و يك حاشيه، يك خبرنگار يا يك تلويزيون بحثي پيش مي‌آورد و قطعاً ذهن ورزشكار را به هم مي‌ريزد و يكدل و يكرنگي تيم را مي‌گيرد وگرنه حالا آن‌قدر بازيكن خوب در فوتبال داريم كه در آن دوران نداشتيم. ولي آن موقع همه با هم در راستاي تيم تلاش مي‌كردند و حالا كار طوري شده كه حتي مربي‌اي به بزرگي كي‌روش هم نمي‌تواند آنها را جمع كند و در يك هدف قرار دهد. حالا واليبال ما يك جورايي به همان مسائل دچار شده و حرف‌هايي مي‌زنند. خيلي‌ها منطقي و خيلي‌ها هم غيرمنطقي. بالاخره هر تيمي ضعف دارد و همه ما آدم‌هاي كاملي نيستيم. يكي از نظر اخلاقي ضعف دارد و يكي از نظر فني. ولي وقتي اين ضعف حربه‌اي براي خراب كردن آن ‌فرد باشد درست نيست اما اگر براي بهتر شدن تيم باشد مي‌پذيريم.
* انگار دل پري داريد؟
من تا به حال درباره منتقدان يا حاشيه‌سازان يادم نمي‌آيد حرفي زده باشم. مطمئنم وقتي قرار باشد به عنوان يك پيشكسوت يا كارشناس در برنامه تلويزيوني حاضر شوم، هيچ وقت كاري نمي‌كنم كه يك بازيكن حرف‌هاي من در بازي بعدي‌‌اش تأثير بگذارد. آن انتقادي كه به ناحق است. آنهايي كه صحبت مي‌كنند كمي آرام‌تر و فني‌تر صحبت كنند خيلي بهتر است تا اينكه بازيكن، سرپرست يا مربي را بكوبند. اين موج در واليبال راه افتاده ولي ما صحبتي نكرده‌ايم و فقط روي كار خودمان تمركز كرده‌ايم. خوب يا بد واليبال تا اينجا آمده است. هر چند مدال جهاني ندارد ولي حداقل اين است كه مي‌دانيم واليبال ما كجا بوده و حالا به كجا رسيده است. مي‌دانيم كه شايد چند سال پيش، يك ست از ايتاليا گرفتن خيلي شاهكار بود. البته برد يك ست از كره و ژاپن برمي‌گردد به 15 سال پيش اما سال 85 از ايتاليا ما يك ست گرفتيم با سرويس محمد كاظم و كلي خوشحال بوديم. بازيكن جواني كه تازه به تيم ملي رفته بود و در جام جهاني‌ 6 تا 7 سرويس زد و همه خوشحال بودند. درست است كه طرفدار اين‌قدر زياد نبود اما بچه‌ها كار كردند كه حالا مردم اين‌قدر به واليبال توجه مي‌كنند. واليبال راه خيلي سختي را پشت ‌سر گذاشت تا به اينجا برسد.
* شايد توقع بالا از واليبال، اين مسائل را به وجود مي‌آورد؟
انتظارات از واليبال خيلي زياد شده است. شايد توقع درست باشد اما نه ديگر حدي كه در اولين تجربه المپيكي مدال هم بگيرد. تيمي مثل ايتاليا يا لهستان كه به جمع چهار تيم اول نرفت، صربستان كه سهميه نگرفت يا آلمان كه نيامده بود يا كانادا و خيلي از تيم‌هاي ديگر كه حذف مي‌شوند، واقعاً تيم‌هاي كوچكي نيستند. تيم‌هاي بزرگي هستند كه سابقه واليبال و فيزيك‌شان به مراتب از ما بهتر است. آنها بايد چه‌كار كنند؟ بايد بازيكنان‌شان را دار بزنند؟ لهستان قهرمان دو سال قبل جهان، امسال در ليگ جهاني حذف شد و به جمع چهار تيم اول المپيك نرسيد. به نظر من سطح توقع‌مان را از واليبال يا هر رشته رو به رشد، معقول بالا ببريم. حالا واليبال ما در سطح يك دنيا بازي مي‌كند ولي هنوز كار دارد و فاصله، بايد تقويت شود. مسئولان، مردم و رسانه‌ها بايد تيم را حمايت كنند نه اينكه فقط صرفاً تا يك اتفاق خوب مي‌افتد و مردم طرفدار مي‌شوند، بحث‌هاي حاشيه‌اي را مطرح كنند. حالا براي فروش روزنامه يا بيشتر ديده شدن برنامه تلويزيوني حرفي را بزنند.
* يكي از انتقادات، عدم حضور شما، شهرام و سعيد در مراسم رژه افتتاحيه المپيك بود. خيلي‌ها معتقد بودند شما با اين كار به مردم و كشور بي‌احترامي كرديد.
حالا در ايران همه اين صحبت‌ها متأسفانه در فضاي مجازي اتفاق مي‌افتد. يكسري‌ها به نام قلي‌ها، موج راه مي‌اندازند و بقيه هم سن كمي دارند پي آن را مي‌گيرند. مطمئنم آنهايي كه اين حرف‌ها را مي‌زنند، در سن و سال 10 تا 15 سال هستند. حرف‌هايي كه اين‌قدر بزرگ مي‌شود و حاشيه در فضاي مجازي، قضيه‌‌اش همان است. افتتاحيه المپيك يك مراسم قشنگ و باحالي است كه همه دوست دارند بروند اما 6 تا 7 ساعت وقت ورزشكاران را مي‌گيرد در حالي كه فردا همه مسابقه دارند. از طرفي تيم ما دو سرپرست داشت‌‌؛ سرپرست كاروان و سرپرست تيم آقاي خوش‌خبر كه هيچ‌كدام از آنها اجباري به حضور ما در افتتاحيه نداشتند. حتي آقاي خوش‌خبر به سرپرست كاروان گفته بود 9 نفر از تيم ما براي رژه مي‌روند، گفته بودند ايراد ندارد. مردم كه نه، آنهايي كه اين مسئله را بي‌احترامي به پرچم تلقي مي‌كنند، اول بايد ببينند دليلش چه بوده؟ اول بايد بدانند دليل المپيك و افتتاحيه چه بوده؟ ما المپيك يا هر مسابقه ديگري را جنگ مي‌دانيم. انگار كه دو تا ارتش جلوي هم صف كشيده‌اند تا همديگر را با مسلسل بكشند. واقعاً فضاي ورزش به ويژه المپيك به اين شكل نيست. فضايي كاملاً دوستانه و تفريحي است. البته ما اين‌جوري نبوديم اما ورزشكاران مطرح دنيا را مي‌ديديم، همه با هم با بگو و بخند، در رستوران از 5 كشور سر يك ميز مي‌نشستند. واقعاً جنگ نيست. بي‌احترامي به پرچم و مردم و اين مسائل هم نيست. براي كاروان ما در المپيك سرپرستان قانون وضع مي‌كردند و براي كشور ما مجلس. براي تيم واليبال سرپرست و مربي تيم. مردم نبايد درباره مسائل اين‌چنيني تصميم‌گيري يا قضاوت كنند.
* چه شد نرفتيد؟
آقاي خوش‌خبر به ما گفت به رژه افتتاحيه مي‌رويد؟ ما گفتيم به سه دليل نه. اول‌‌؛ اجباري نبود. دوم‌‌؛ به خستگي‌‌اش نمي‌ارزيد و من حوصله رفتن نداشتم و سوم‌‌؛ لباس شهرام و سعيد مشكل داشت. شلوار شهرام خيلي گشاد بود و از پايش درمي‌آمد، آستين كت سعيد هم خيلي بلند بود. حتي براي عكسي كه از سعيد در اينستا منتشر شده بود كه نشان مي‌داد دقيقاً اندازه‌‌اش بود، يكي از مسئولان كاروان دقيقاً آستينش را كاملاً تا كرد زير، گفت عيبي ندارد پرچم مي‌گيري دستت آستينت مي‌كشد بالا اندازه مي‌شود. حتي اين شوخي را با سعيد كرد. البته ناراحت هم بوديم. چراكه لباس آقاي خوش‌خبر هم واقعاً سايز فرهاد ظريف نبود. او مي‌گفت لباسم كمي بزرگتر بود كه تنم مي‌رفت مي‌آمدم اما وقتي پوشيد دستش توي آستين كت نمي‌رفت. نمي‌دانم اشتباه سايز شده بود و… متوجه نشديم اما لباس من كاملاً اندازه بود. ما نرفتيم اما بي‌احترامي به پرچم و اين حرف‌ها هم نبود؟ اگر سرود ملي خوانده شود و پرچم را زمين بيندازي بي‌احترامي به پرچم مي‌شد نه نرفتن به افتتاحيه. همان موقع دهكده شلوغ بود. همه مي‌رفتند و مي‌آمدند. كاروان كانادا در يك برج بزرگ اقامت داشتند. مگر چند نفرشان رفتند افتتاحيه؟ حدود 200 نفر آنها در دهكده مانده بودند. شايد 50 درصد ورزشكاران در دهكده بودند و قطعاً به خاطر اينكه فرداي افتتاحيه، مسابقه داشتند. نمي‌دانم اين حرف‌ها از كجا شكل گرفت.





پاسخ دهید