طارمــی همین است که هست!


طارمــی همین است که هست!






خبرنگاران هاج و واج يكديگر را نگاه مي‌كردند و از هم مي‌پرسيدند يعني پشيمان شده، يعني سرش به سنگ خورده، يعني متوجه شده اشتباه كرده؟! آنها از طريق اينترنت متن نامه عذرخواهي طارمي از خبرنگاران را خواندند اما متن نامه‌ با رفتار اين بازيكن كه موقع خروج از دفتر باشگاه خيلي سرد و خشك از كنار خبرنگاران رد شد، جور درنمي‌آمد.

فرداي همان شب هم با وجود انتشار نامه عذرخواهي طارمي از خبرنگاران، اين بازيكن همين كه قدم به تمرين پرسپوليس گذاشت، با ديدن خبرنگاران به نشانه تأسف سر تكان داد تا همه از خود بپرسند اگر او هنوز هم سر موضع خودش است، پس آن عذرخواهي كتبي چه بود؟! اصلاً با اين طارمي چه بايد كرد و كدام چهره او را بايد به عنوان ماهيت و هويت طارمي پذيرفت؟!

پاسخ به اين سؤال نياز به يك ريشه‌يابي اساسي دارد. بايد تمام رفتارهاي چند وقت اخير طارمي را كنار هم چيد… اين مهدي طارمي كه حالا در عصبانيت حرف‌هايي عليه خبرنگاران زده، همان مهدي طارمي است كه چند ماه قبل هم گفته بود ديگر با رسانه‌ها مصاحبه نمي‌كنم، هر حرفي از قول من زده شود، تكذيب مي‌كنم، خبرنگار تماس مي‌گيرد و التماس مي‌كند اگر با من حرف نزني اخراج مي‌شوم، بعد از قول من هر چه دلش خواست مي‌نويسد!

آن عصبانيت فقط به اين دليل بود كه رسانه‌ها خبر داده بودند بعد از پيروزي پرسپوليس مقابل تراكتور كه با پنالتي جري بنتسون رقم خورد، طارمي گفته پنالتي‌زن اول تيم من هستم و از پنالتي زدن بنتسون خوشحال نشدم… طارمي ابتدا مدعي شد اين حرف‌ها را نزده اما برنامه 90 فيلم كوتاه مصاحبه او را پخش كرد و معلوم شد حرف‌هايش از آنچه رسانه‌ها نوشته بودند، تندتر بوده است.

طارمي آن جنجال را با مدتي سكوت و يك تغيير موضع نرم پشت سر گذاشت اما اين بار جنجال ديگري به راه انداخته است و باز هم يك نامه عذرخواهي منتشر شده تا همه چيز به فراموشي سپرده شود. اما داستان چيست؟ آيا طارمي دچار دوگانگي شخصيتي است و خودش اشتباه مي‌كند و خودش هم پشيمان مي‌شود؟!

بعيد به نظر مي‌رسد چنين باشد… انگار طارمي واقعي همين جواني است كه مي‌بينیم و برخي اطرافيان او مي‌كوشند با ترغيب او به برخي مصاحبه‌ها و قرار دادنش در كانون فعاليت‌هاي جالبي نظير اهداي اتومبيل به محرمي، بخشيدن طلب خود به علي اكبريان، كريم باوي، خانواده مهدي‌ نفر و… چهره‌اي موجه از او بسازند…

اين تلاش‌ها تا چند وقت پيش موفقيت‌آميز بود و طارمي با حمايت و همراهي حلقه مشاوراني كه براي او متن مي‌نويسند و به او خط فكري درست مي‌دهند، تبديل به چهره موجهي شد اما حيف كه او هميشه نمي‌تواند خود را در اين قالب كنترل كند و گاه با رفتارهاي احساسي و واكنش‌هاي فوق سريع كه ريشه در اخلاق، عادات و روحيات خودش دارد، ساختماني كه به زحمت ساخته شده است را فرومي‌ريزد و تلاش حلقه مشاورانش را بي‌ثمر و بي‌اثر مي‌كند.

اين دوگانگي‌ها حالا بدجوري توي ذوق مي‌زند و رفتارهاي اخير طارمي ديگر اجازه نمي‌دهد كارهاي قبلي او باورپذير باشد. انگار طارمي واقعي و اورجينال همين است كه عصبي مي‌شود، از كوره درمي‌رود و فوران مي‌كند. آن روي سكه را فراموش كنيد!





پاسخ دهید