مدیر نابلد چطور بارسا را به روز سیاه انداخته!

علی بابازاده؛ این روزها آسمان
کاتالونیا، خورشید را به خود نمی‌بیند! شرایط ناگوار و نامطلوبی که در ابتدای راه،
کمتر کسی تصورش را داشت بر آبی‌آناری‌ها حاکم شده و حالا این ابر باشگاه فوتبال
جهان هر چه بیشتر دست‌وپا می‌زند، بیشتر در باتلاقِ ضعف و انتقاد فرو می‌رود.

خوزپ ماریا بارتومئو، متهم
اصلی وضع کنونی بارساست. مردی که با تصمیمات غیرمعقول خود، باعث تضعیف مسی و
یارانش شده و اکنون هواداران به دنبال نشان دادن اعتراض خود به مدیریت باشگاه و
اخراج آنها هستند. اتفاقاتی طی دو فصل اخیر رخ داد و باعث شد تا بارسا به گذشته‌
خود بازگردد. در واقع پس از انتقال جنجالی نیمار به پاری‌سن‌ژرمن، تاریخ برای
کاتالان‌ها تکرار شد و اکنون همه چیز به تصمیمات مرد اول مدیریت باشگاه بستگی
دارد. در روزهایی که رئال مادرید با آرامش خاطر، فصل نقل‌و‌انتقالات را پشت سر
گذاشت و پس از فتح سوپرجام اروپا و اسپانیا، به دنبال قهرمانی‌های مضاعف می‌رود،
شرایط رقیب سنتی آنها به هیچ‌وجه قابل قبول نیست و روزهای سخت انتظار ارنستو
والورده و بارتومئو را می‌کشد.

سال ۲۰۰۱ و زمانی که گاسپارت
مدیریت بارسا را برعهده داشت، شکستی تاریخی در کارنامه‌ او به ثبت رسید. فلورنتینو
پرس در وعده‌های خود برای کسب مدیریت مادریدی‌ها، خبر از انتقال ستاره اصلی رقیب
به سانتیاگو برنابئو داد و سرانجام نیز توانست با مبلغ ۵۰ میلیون دلار، اصلی‌ترین
وعده خود را عملی و لوئیس فیگو پرتغالی را، مجاب به بازی در رئال مادرید بکند.

در آن زمان گاسپارت به
شکست خود اعتراف کرد و بر این باور بود که انتقال فیگو باعث نابودی بارسلونا شده
است. حالا پس از گذشت ۱۶
سال، بحث بر سر فروش فیگو نیست! بلکه صحبت اصلی کارشناسان و هواداران، واکنش
گاسپارت بود که در آن مقطع به بدترین نحو ممکن نشان داده شد. تمام ۵۰ میلیون دلار حاصل از فروش
فیگو، خرج جذب بازیکنانی شد که بد نبودند اما ارزش پول پرداخت شده بابت‌شان را
نداشتند و در واقع با قیمتی غیرواقعی راهی نیوکمپ شدند. خرید مارک اوورمارس،
آلفونسو پرس، جرارد لوپز و امانوئل پتی، گاسپارت و باشگاه را در تنگنای مالی قرار
داد و تمامی این ۵۰
میلیون دلار در راهی نادرست خرج شد. حالا سوال اساسی این‌ست در این برهه از زمان
که نیمار با مبلغی بالغ بر۲۲۲
میلیون یورو، راهی پارک‌دوپرنس شده، مدیران بارسا چه واکنشی نشان خواهند داد و آیا
توان فرار از این بحران خود ساخته را دارند؟ آیا بارتومئو همچون گاسپارت به فکر
هدر دادن این مبلغ گزاف است یا اینکه در صدد پیشرفت زیرساخت‌های بارسلونا و به
ویژه لاماسیا خواهد بود؟

اعتراضات در هفته‌های اخیر
بالا گرفته و مسلماً بازی بارسا با چاپکوئنسه برزیل در جام خوان گامپر خاطر همگان
است. پس از قهرمانی در این جام، بارتومئو به‌جای خوشحالی کردن فقط نگاه بر یک بنر
اعتراضی دوخته بود که بر روی آن جمله‌ای تامل برانگیز حک شده بود: «مدیریت فعلی
بارسا، بدترین مدیریت تاریخ باشگاه است!»

اما دلیل این حجم از
اعتراضات و مقایسه بارتومئو با پرس چیست؟

مدیر بارسا با ۱۰۵ میلیون و بند پاداش ۴۲ میلیون یورویی، عثمان
دمبله ستاره دورتموند را خرید و عملا نیمی از مبلغ فروش نیمار را ازدست داد. هرچند
بارتومئو سعی داشته در این انتقال هوشمندانه عمل کند و حق فسخ قرارداد را ۴۰۰ میلیون دلار تعیین بکند
اما یادمان نرود برخلاف او کمتر پیش آمده که پرس بازیکنی را به‌خاطر پرداخت رقم
فسخ قرارداد از دست بدهد. به‌عنوان مثال در قرارداد کریم بنزما و کریستیانو
رونالدو، رقم فسخی یک بیلیون یورویی گنجانده شده و اگر رونالدو بخواهد از جمع
کهکشانی‌ها جدا شود، باید مبلغی ۵
برابر نیمار پرداخت بکند. فلورنتینو برای دیگر ستاره‌های خود نیز همچین شرایطی زیر
نظر داشته. لوکا مودریچ، گرت بیل و خامس رودریگز هم از مبلغ فسخی ۵۰۰ میلیون یورویی برخوردار
هستند و این باعث می‌شود تا هیچ باشگاه و بازیکنی فکر دور زدن رئال نباشد و توافق
شخصی با بازیکن به هیچ درد آنها نخورد!

اینها دقیقاً علامت سوال‌های
ذهن هواداران بارسلونا را تشکیل می‌دهد. آنها می‌گویند رئال و پرس چطور در برابر
این موارد هوشمندانه عمل می‌کنند و تمامی بازیکنان‌شان برای جدایی از جمع کهکشانی‌ها
نیازمند رضایت باشگاه هستند ولی مدیریت بارسا و بارتومئو، حتی نتوانستند در ازای
بخشی از مبلغ فروش نیمار، مارکو وراتی را جذب بکنند و حتی در این راه کمی با
ناصرالخلیفی چانه بزنند. ضعف مدیریت حتی تا جایی پیشرفت که سرانجام کاتالان‌ها
حاضر شدند با ۴۰
میلیون یورو، پائولینیو از لیگ چین را جذب بکنند.

بارسا فصل نقل‌وانتقالات
را با امید به جذب وراتی، هکتور بیرین و امباپه شروع کرد ولی نه تنها این سه
بازیکن را بدست نیاورد، بلکه یکی از ضلع‌های اساسی مثلث MSN را هم از دست داد. ترسناک‌تر اما اینکه مسی
و سوارس هم همیشه در تیررس باشگاه‌های متمول قرار خواهند داشت و هیچ بعید نیست که
در سال‌های آتی، شاهد رفتن‌شان از نیوکمپ باشیم. در آخرین قرارداد لئو با آبی‌اناری‌ها،
رقم فسخ قرارداد ۳۰۰
میلیون یورویی در نظر گرفته شده و این مبلغ برای لوئیس سوارس بالغ بر ۲۰۰ میلیون یوروست. با این
تفاسیر می‌توان به‌راحتی حدس زد که باشگاه‌های به اصطلاح قطری همچون منچسترسیتی و
پاری‌سن‌ژرمن، همواره از این آمادگی برخوردار خواهند بود که خط حمله رویایی بارسا
را به‌طور کل از بین ببرند.

در هر صورت حق فسخ قرارداد
امتیازی‌ست که باشگاه‌ها به بازیکنان‌شان می‌دهند اما یادمان نرود مهربانی بیش از
حد نیز در این زمینه موجبات متضرر شدن باشگاه‌ها را فراهم می‌کند. بحث فروش نیمار
و رقم فسخ قرارداد‌ها، تنها دلیل از دست رفتن اقتدار بارتومئو و مدیران بارسا
نیست. پیشتر آنها دنی آلوس را هم به طور بازیکن آزاد و بدون هیچ مبلغی از دست
دادند و اکنون بر سر مسئله لاماسیا و انتخاب ارنستو والورده نیز تحت فشار هستند. هواداران
می‌گویند در بازار فعلی، مربیانی به مراتب بهتر از ارنستو برای کاتالان‌ها وجود
داشت و بارتومئو به سراغ آخرین گزینه مد‌نظر رفته است.

برای مبحث آکادمی باشگاه‌نیز
نظرات فراوانی وجود دارد. انقلابِ نه‌چندان مثبت لاماسیا، حدوداً از دو سال پیش
آغاز شد. در روزهایی که تیم اصلی برای تصاحب ۳ گانه می‌جنگید و تیتر
تمامی روزنامه‌ها را به خود اختصاص داده بود، بارسلونا‌بی به دسته سوم فوتبال
اسپانیا سقوط کرد و از جمع تیم‌های حاضر در سگوندا دی‌ویژن خارج شد. حالا پس از
گذشت ۲ سال،
مجدداً آنها به دسته‌ی دوم بازگشته‌اند و این برای مدیران و مسوولان اتفاقی بی‌نظیر
به حساب می‌آید. بارتومئو به خوبی توانست از این اتفاق به‌عنوان امتیازی ویژه
استفاده بکند و از حجم انتقادات نسبت به مدیریت تیم بکاهد. وقتی تیم اصلی، دستش از
تصاحب لالیگا کوتاه می‌ماند و در لیگ قهرمانان اروپا نیز حریف یوونتوس نمی‌شود،
بارتومئو تنها باید به قهرمانی در کوپا‌دل‌ری و رساندن مجدد تیم امید‌ها به دی‌ویژن
افتخار کند.

این روزها در لاماسیا،
نشانه‌ای از ستاره‌های تازه وارد دیده نمی‌شود و در حالی از آلنیا و مارلون به‌عنوان
استعداد‌های جدید نام‌برده می‌شود که دیدن بازی‌شان بر طبق عادت همیشگی، اعصاب
تماشاگران را خرد خواهد کرد و نشان خواهد داد که تمامی بازیکنان بارسلونای‌بی
فاصله بسیار زیادی با ستارگان حال حاضر دنیای فوتبال دارند.

بارسا راه و روش خود را
عوض کرده اما متاسفانه خرید‌های آنها نیز طی سالیان اخیر در ترکیب تیم هیچ‌گاه
تاثیرگذار جلوه نمی‌کنند. فصل گذشته کاتالان‌ها برای ۶ نفر، مبلغی در حدود ۱۲۵ میلیون یورو خرج کردند!
آلکاسر، آندره گومز، لوکاس دینیه، سیلِسِن، دنیس سوارس و اومتیتی که به جز دو نفر
انتهایی، مابقی خریدها ناموفق بوده و همگی از شاهکارهای بارتومئو به‌حساب می‌آیند.
خوان لاپورتا مدیر سابق بارسلونا به انتقاد از وضع موجود پرداخته و می‌گوید: «با
دروغگویی، ایجاد جوی مسموم و دستکاری حقایق، بارسلونا را ربوده‌اند. بارسا با این
افراد به کجا خواهد رفت؟»

انتظار نمی‌رفت سیستم پایه‌گذاری
شده توسط یوهان کرویف فقید، به دست فراموشی سپرده شود ولی پروژه تضعیف لاماسیا، از
چندین سال پیش کلید زده شد. وقتی به‌جای ویکتور والدس، باشگاه به سمت خرید کلودیو
براوو و مارک آندره‌تراشتگن حرکت کرد و بعد از پایان دوران فوتبالی پویول، با
خاویر ماسکرانو و اومتیتی به توافق رسید. راکیتیچ و آندره گومز جانشینان ژاوی و
اینیستا به حساب می‌آیند و نیمارِ متهم به بی‌تعصبی، جذب شد تا جای خالی پدرو
رودریگز را پر کند.

در چنین شرایطی سوال
هواداران و کارشناسان این‌ست که پس از مسی، آلبا، پیکه و اینیستا، چه‌کسی پرچم‌داری
فلسفه آبی‌آناری‌ها را خواهد کرد و اهمیت تیم‌های پایه کاتالونیا را نشان خواهد
داد؟

حالا می‌توان متوجه شد که حجم
زیادی از بازیکنان آکادمی بارسا، طی سالیان اخیر از باشگاه جدا شده‌اند و افرادی
جای‌شان را پر کرده‌اند که هیچ رابطه قبلی با لاماسیا نداشته‌اند! اعتماد به
آکادمی و لاماسیا از بین رفته و شاید بارسلونا بتواند طی یک یا دو سال آینده جام‌های
متعددی را بدست بیاورد ولی یقیناً آن‌چیز که قابل اهمیت خواهد بود بازگشت آنها به
رویه‌ همیشگی‌ست. فلسفه و هویت باشگاه در حال از بین رفتن است و لاماسیا تهی‌تر از
همیشه به چشم می‌آید.

شاید بهترین کلمات برای
وصف‌حال این‌روزهای بارسا را خوان لاپورتا برزبان آورده‌باشد. او از راسل مدیر
سابق بارسا که پس از جذب نیمار و استعفا از مدیریت باشگاه در زندان بسر می‌برد
انتقاد کرده و در خصوص بارتومئو نیز می‌گوید: «داشتن احساس به بارتومئو بسیار سخت
است. او بارسا را با سیاست‌های خود ربوده. بارتومئو مدیری‌ست که با اتهامات زیادی
روبه‌رو است و قابل اعتماد نیست. به علاوه، نشان داده او عروسک کسی‌ست که در حال
حاضر در زندان است و فکر می‌کنم این یک رسوایی‌ست. ما در بارسا زجر می‌کشیم؛ برای
اینکه یکی در زندان است و دیگری توسط دادستان محکوم شده؛ این اولین بار در تاریخ
است که چنین اتفاقی رخ می‌دهد.»

 

43257

پاسخ دهید