نشان سرخ دلیری برای برانکو

در فینال جام باشگاه‌های اروپا در سال ۱۹۹۹ بایرن مونیخ با یک گل از منچستریونایتد جلو بود و طوری بازی در دستش بود که منچستری‌ها نه تنها امیدی برای گل تساوی نداشتند بلکه باید خدا را هم شکر می‌کردند که گل‌های دوم و سوم را هم نخوردند. بخصوص ان ضربه مخوف کارستن یانکر که به تیر دروازه خورد. بازی قفل شده بود و من یونایتد در حال پذیرفتن برتری مطلق حریف آلمانی بود. در این میان در دقیقه ۶۷ فرگوسن یک تعویض انتحاری انجام می‌دهد. خط میانی من یونایتد به خاطر نبودن روی کین از همان ابتدا ضعیف ظاهر شده است و حالا در این دقیقه، فرگوسن، شرینگهام را که ذاتا یک سانترفوروارد است به زمین می‌فرستد و بلومکوییست وینگر راست تیم خود را خارج می‌کند تا تیمش با سه سانترفوروارد (یورک، کول و شرینگهام) مقابل تیم آلمانی ادامه دهد. یک تعویض عجیب و خارج از حسابگری‌های عاقلانه و کلیشه‌ای.

فرگوسن متوجه شده بود که جنگ مرسوم تاکتیکی را به حریف باخته است پس قماری عاقلانه انجام می‌دهد. او به شرینگهام هنگام ورود به زمین می‌گوید:‌« بازی قفل شده است. برو داخل زمین و هم نظم بازی آنها را بر هم بزن و هم نظم بازی خودمان را» این توصیه شگفت‌انگیز را فرگوسن در فینال باشگاه‌های اروپا انجام می‌دهد. فقط یک تاکتیسین درجه یک، ‌یک عالیجناب عرصه استراتژی است که می‌داند گاه باید همچون ناپلئون دوراندیشی‌های خود و حریف را با هم دور زد و حسابگری‌های مرسوم را نادیده انگاشت و مبارزه را به یک دنیای دیگر کشاند. دنیایی کمی گنگ‌تر. دنیایی که پیش‌بینی‌ها و احتمالات پرفسور سوییسی بایرن مونیخ یعنی اوتمار هیتزفیلد کارایی نداشته باشد.

فرگوسن پاداش این شجاعت تاکتیکی خود را در دقایق ۹۰ و ۹۲ با دو گل پیاپی دریافت می‌کند و منچستریونایتد بعد از سی‌سال قهرمان اروپا می‌شود.

تعویض‌های متهورانه برانکو مقابل الاهلی در دقایق ۶۳ تا ۶۵ من را یاد فرگوسن انداخت.( هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم برانکو یاد فرگوسن را برای من تداعی کند) پرسپولیس دو گل دریافت کرده بود و عنان بازی را هم کاملا از دست داده بود. خوش‌شانس بود که گل سوم را هم نخورده بود. یک مربی تاکتیکی کلیشه‌ای در چنین بازی‌ای که به نظر از دست‌رفته می‌رسد با یک تعویض کلیشه‌ای بازی را می‌بست تا حریف گل سوم را نزند و امیدهای تیم خود را برای بازی برگشت زنده نگاه می‌داشت. اما برانکو در یک لحظه استثنایی از دوران مربیگری‌اش آن کار عجیب را کرد. آن کار شجاعانه را. سه ستاره اصلی تیمش را بیرون کشید. همزمان . آن‌هم در حالیکه تقریبا ۳۰ دقیقه تا سوت پایان زمان باقی است. سه بازیکنی خارج می‌شوند که در کنار هم خود را بانی اصلی موفقیت‌های پرسپولیس در دو فصل گذشته می‌دانند. خب هرسه‌شان هم بازیکن‌های خوبی هستند اما مشخص بود که در بازی با الاهلی روز خوبشان نیست. از حفظ توپ ناتوان بودند و با شتاب و سرعت بیش از حد و میل به خودنمایی، بازی را به الاهلی و سرمربی اکراینی‌اش واگذار کرده بودند. برانکو اما در لحظه دلپذیر و نادر از شجاعت، هر سه نفر را با هم بیرون کشید و نیمکت قیمتی خود را به رخ حریف کشید که سرخوشانه بازی را تمام شده حساب می‌کرد. (یادمان باشد به غیر از این سه نفری که به زمین آمدند سید جلال، ‌شایان مصلح ، سیامک نعمتی، ‌احمد نوراللهی و… فرصت بازی پیدا نکردند)

برانکو شجاعانه قمار کرد. به تیمش ثبات و توانایی حفظ توپ را برگرداند و از یک شکست تحقیرآمیز به یک تساوی شیرین‌تر از برد رسید. ظهور این این برانکوی شجاع را گرامی می‌داریم. او توانست هم امیدهای پرسپولیس را حفظ کند و هم به مسلمان و طارمی و احمدزاده بفهماند که اینجا رئیس کیست!
4141

 

پاسخ دهید