همه مربیگری سوت زدن نیست جناب علی منصور

خبرآنلاین: عبرت‌هایی که استقلال باید از این شکست بگیرد

استقلال باخت و بد هم باخت. سنگین‌ترین شکستش شاید در کل دوران فوتبالش. ولی او باید از این باخت درس بگیرد.

علیرضا منصوریان و استقلالش فصل را همان قدر بد تمام کردند که اول فصل بودند.

خوردن گل‌های زیاد از العین و فشار کابوس‌واری که تیم تحمل کرد. برای منصوریان شاید این بهترین تجربه بود. مسابقه‌ای برای عبرت گرفتن. مربی جوانی که همیشه الگویش را کارلوس کی روش معرفی کرده، در این بازی یاد گرفت چرا کارلوس این همه روی دفاع منطقه‌ای تاکید دارد. روی تمرکز ذهن. روی اینکه هر بازیکن باید در منطقه محل ماموریتش چطور مثل یک سرباز بجنگد.

بازی ایران و نیجریه در جام جهانی صحنه عجیب و غریبی داشت. مهرداد پولادی در ۶ قدم توپ را از جلوی پای بازیکن نیجریه‌ای زد و بازی را برای ایران برگرداند. بعد از بازی، اما او روایت عجیبی از آن صحنه داشت. مهرداد می‌گفت: «بین دو نیمه جرات نداشتم سرم را بالا بیاورم. منتظر بودم کارلوس حسابی از حجالتم در بیاید. من در آن موقعیت دو متری از زونی که باید پوشش می‌دادم بیرون رفته بودم. به من گفته بود تحت هیچ شرایطی از زونت بیرون نرو و من تخلف کرده بودم.»

این اشتباه در ترک محل ماموریت البته در بازی ایران و آرژانتین و بعد بازی ایران و بوسنی برای ایران مجازات‌های سنگینی داشت. مثلا در بازی ایران و آرژانتین، رضا حقیقی در جایش نبود و مسی ضربه اش را زد یا در بازی ایران و بوسنی، جلو رفتن و اشتباه مشترک مسعود شجاعی و پژمان منتظری بدجوری برای ایران هزینه به همراه داشت.

البته تیم ملی در خیلی از بازی هایی که رحمتی را در دروازه داشت، گل هایی خورد که برایش مقصرهای زیادی تراشیده شد. مثلا در بازی ایران و لبنان بود که گل بدی خوردیم. کی روش که از رحمتی در خروج‌ها قطع امید کرده بود، برای بازی و در کاشته‌ها مسئولانی تراشیده بود. یکبار نکونام مقصر شد، یکبار مدافعان و هیچ وقت او رحمتی را دیگر مقصر نمی‌شناخت، چون برای ضعف فنی اش مسئولیت دیگری تراشیده بود.

منصوریان، اما همیشه و در روزهای خوب، جلوی هر تیمی عادت داشت به دفاع منطقه‌ای اش بنازد. این بار خیلی زود دفاعش باز شد. وقتی هم که گل خورد او نتوانست تیمش را جمع کند. بعد هم پاشیدن روحیه تیم خیلی عادی بود. گل هایی که از پی هم می‌آمدند.

راستش در آن شرایط سخت، در بین دو نیمه شاید این وظیفه مربی بود که باید تیمش را جمع می‌کرد. نباید خودش استرس می‌گرفت و باید کاری می‌کرد که تیمش از شوک خارج شود، اما با همان شروع نیمه دوم استقلال شروعی ناامیدکننده‌تر داشت. منصوریان خودش در بازی محو شده بود. استرس گرفته بود و انگار خودش بیشتر از جوانانش در بازی حل شده بود.

سوت هایش، داد و فریادهایش کنار زمین و استرس خاصش کمکی نمی‌کرد که بخواهد تیم را برگرداند.

این بازی، اما برای او یک فرصت است. فرصتی برای پند گرفتن. او می‌تواند همه چیز را توجیه کند. روز سخت نداشتن بازیکن برایش بهانه خوبی می‌شود، اما آنچه برایش عبرت آموز است. استقلال منصوریان برای سال بعد باید با آنچه امسال ارائه می‌داد فرق داشته باشد. فرقش باید در عبرت گیری مربی از این باخت و اتفاقاتی، چون این باشد. منصوریان باید یادش باشد با کنار زمین ایستادن و فقط فریاد زدن نمی‌تواند همه چیز را تغییر دهد. او گاهی باید آرام باشد و با آرامش تیمش را جمع کند.

پاسخ دهید